ملاک حسن و قبح اعمال
9اگر در این قربانی قصد قربت داشتید، کسی متوجه نمیشود، اگر هم در این قربانی قصد قربت نداشتید آن هم کسی متوجه نمیشود، متوجه میشود؟ پیشانی کنتور میاندازد؟ ها؟ مثلا اگر یکی قصد قربانی نداشت شما نگاه میکنی میبینی صفر است، آقا! حواست را جمع کن! برای خدا قربانی کن!
روی پیشانی چیزی نینداخته! خدا هم خیلی ستار العیوب است اگر قرار بود اینجا یک کنتور میگذاشت ای وای! اول من باید فرار میکردم، بعد هم شما از دست ما! واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند، چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند! بله!
یکی از دوستان نقل میکرد میگفت یک روز صبح رفته بودم برای زیارت حضرت خواجه، کسی نیامده بود، خب برای او در را باز میکردند آشنا بود و اینها، باز میکردند، میگفت همینطور که نشسته بودم دیدم یک مرتبه یک عدهای آمدند! هنوز رسمی نشده بود که در را باز کنند و مردم بیایند، و خب بله! بعضیها حتما باید زیارتشان غیر رسمی باشد! به شکل غیرعادی!
گفت خلاصه در را باز کردند و یک عدهای آمدند و در میان آنها یک معممی بود، هنوز هم هست، میگفت ما کفشمان را درآورده بودیم، هر وقت به زیارت جناب خواجه، به شیراز مشرف میشوید کفشتان را دربیاورید، کفشتان را پایین دربیاورید که:
سرزده داخل مشو *** میکده حمام نیست بنده با چشم خودم دیدم همین امسال که به قبرستان بقیع مشرف میشدم بعضی از افرادی را که شاید باورش برای شما مشکل باشد، با کفش تا دم مقابر مطهرهی ائمهی بقیع رفته بودند! با کفش و نعلین رفته بودند. ولی بعضی از افراد دیگر هم دیده بودم از همین افراد عادی، اینها کفششان را درآورده بودند و دست گرفته بودند خوشا به حالشان، خوشا به حالشان. حالا زیارت کدام یک از اینها نزدیکتر است؟ ها؟ تقرب آن بیشتر است یا آن؟ تقرب کدام بیشتر است؟ ولکن یناله التقوا منکم، با چه معرفتی به زیارت امام مجتبی و حضرت سجاد و امام باقر و امام صادق آمدی؟ با چه معرفتی؟ احمق! چرا کفشت را درنیاوردی؟ حتما باید طلا و جواهرات امام رضا جلوی چشمت بیاید تا [کفشت را] در کفشداری دربیاوری؟ او که یکی است این که چهارتاست، اینها پدران او هستند تازه، ها! حتما باید درِ طلا و گنبد طلای امام رضا را ببینی؟ او که زیارت زیارت خشت و طلا است دیگر زیارت امام رضا نیست. دیگر زیارت امام رضا نیست.

