اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ملاک حسن و قبح اعمال

14735
سال 1432

ملاک حسن و قبح اعمال

11
  • آن وقت این جنبه که آن حقیقت و واقعیت پشت قضیه که آن جنبه‌ی ربطی و ارتباط با پروردگار است آن اصل و اساسِ جنبه‌ی اثباتی مطلب است هر چه هست آن جنبه‌ی ثبوتی است، و به میزان آن جنبه‌ی ثبوتی است که به جنبه‌ی اثباتی بها می‌دهند، ارزش می‌دهند، قیمت می‌دهند، بالا می‌رود، خدا می‌گوید آن نیتی که داری که می‌خواهی قربانی برای من کنی، گوسفند ذبح کنی و به فقرا تقسیم کنی، این عمل را می‌خواهی در راه رضای خدا انجام بدهی، می‌خواهی به رفقا و دوستانت اهدا کنی، آن جنبه‌ی الهی و جنبه‌ی قربت است که به من می‌رسد نه گوشتش، گوشتش که بالا نمی‌آید گوشتش که پایین می‌رود، از این گردن و حلقوم و گلوی مبارک پایین می‌رود و وارد معده می‌شود، گوشت که بالا نمی‌رود، استخوان که بالا نمی‌رود، آنچه که بالا می‌رود باید او حیثیت تجرّدیه داشته باشد تا منطبق با تجرد عوالم غیب باشد و توافق در سنخیت، لازمه‌ی حقیقت اتحاد است، آن نیتی که در قلب و ذهن است او می‌رسد به من، ولکن یناله التقوا منکم، تقوا چیست؟ یعنی نیت خالص، نیت صالح، در آن خدعه نیست، در آن چشم و هم چشمی نیست، در آن رعایت بعضی از مصالح نیست، این چندی پیش برای ما گوشت آورده اگر من گوشت نیاورم بد است، من هم تلافی کنم و حالا برایش ببرم، اینها چشم و هم چشمی است، اینها خراب می‌کند و فایده‌ای ندارد.

  • آنی که نیت، نیت خالص است و محقق جنبه‌ی عبودیت است، آن به خدا می‌رسد، و آن حیثیت حیثیت تجردیه است، مجرد است، دیگر ماده نیست، خدا هم مجرد است پس این مجرد به آن مجرد تقرب پیدا می‌کند این حقیقت یناله التقوا منکم، اصل و اساس در همه‌ی تصرفاتی است که انسان انجام می‌دهد در این دنیا، چه تصرفات شخصیه چه تصرفات اجتماعیه یا تصرفات سیاسیه یا تصرفات در معاملات و مسائلی که مربوط به این دنیاست. آن حقیقت حقیقتی است که اصل و اساس است، اما کارهایی که ما انجام می‌دهیم آن کارها خب همه شبیه هم است، مثل هم است، شاید فرقی نکند، دوتا مسجد هر دو نماز می‌خوانند در یکی از آنها سیدالشهدا نماز می‌خواند در آن مسجد عمرسعد نماز می‌خواند، عمر سعد هم پیش‌نماز بود دیگر، در کوفه پیش نماز بود، یکی از پیش نمازها عمرسعد بود، خب هر دو هم نماز می‌خوانند هر دو هم می‌گویند بسم اللَه هر دو هم می‌گویند الحمدلله رب العالمین هر دو رکوع و هر دو سجود، و السلام علیکم و رحمة اللَه و برکاته، خب چی؟ تمام شد دیگر، با همدیگر فرقی نمی‌کنند، من نگاه بکنم هیچی نمی‌فهمم، اگر می‌فهمیدم خب دیگر دنبال عمرسعد نمی‌رفتم، پس معلوم است من نمی‌فهمم، من به چی نگاه می‌کنم؟ اثبات، من به ثبوت اطلاع ندارم، توجه کنید این است قضیه، داریم می‌رسیم به مسئله، آنی که من دارم بهش نگاه می‌کنم، فقط مسئله، مسئله‌ی‌ اثبات است، فقط همین اعمال و رفتار ظاهری است، همین اللَه، از اینجا از دَمِ این زانو قشنگ بیاید، اللَه اکبر اینجا که می‌رسد، دَمِ گوش تکان هم ندهید، مردم تکان می‌دهند، من دیدم اینجا گوششان را تکان می‌دهند خدا بشنود، این اللَه اکبر، بعد هم خب بسم اللَه الرحمن الرحیم، الحمدلله ....