معیار سنجش حقیقت اعمال
9خیلی خب! حالا من گناهکار هم هزارتا غلط کردم در طول روز، شب ماه رمضان که میشود، شروع میکنم دعای ابوحمزه خواندن. عین همین عبارات را من دارم میخوانم. قشنگ هم میخوانم، خیلی هم با لهجه و با لحن و با صدا و یک خورده هم حالت تباکی همچین پیدا میکنیم و اینها و خب ... این چی میشود قضیه؟ خدایا تو را به زبانی میخوانم ... حضرت هم که نفرمودند زبان دل. صحبت همین زبان است دیگر. قد أخرسه ذنبه. گناه او را به خَرَس درآورده. لال کرده. گناه لال کرده. در حالی که همین دعا را همه میخوانند. چه عرض کردیم؟
در سال گذشته و آن شبهایی که در خدمت رفقا بودیم، چه عرض کردیم؟ عرض کردیم که در این جا، دو واقعیت وجود دارد، یک واقعیت، واقعیتِ عینی و لفظی و مُلکی است، یک واقعیت، و حقیقت، حقیقت ملکوتی و مثالی و غیبی است. وقتی که ما یک مطلبی را میگوییم، و یک مسئلهای را مطرح میکنیم، دو واقعیت و دو حقیقت را توأم، همزمان، ایجاد میکنیم. واقعیت اول عبارت است از همان کلماتی که از زبان ما بیرون میآید. این میشود یک واقعیت. أدعوک یا ربّ ... الف، دال، عین، واو، کاف، ی ... همینطور، حروف و کلماتی که از زبان ما بیرون میآید، اینها یک واقعیت اولی است. واقعیت اوّله. در این مسئله بین ما و بین ولی خدا هیچ فرقی نیست. همان حرفی که ما میزنیم، همان حرف را هم امام علیه السلام میزند. تفاوتی ندارد. آن هم همین را میفرماید. امام زمان وقتی که به نماز میایستد، حضرت چه میفرماید؟ اللَه أکبر، بِسْمِ اللَه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، الرحمن الرحيم ... الی آخر. ما هم همین را میگوییم. شاید بتوانیم تقلید کنیم، اگر آن تن صدای حضرت را هم داشته باشیم، بتوانیم عین خود حضرت بگوییم. میشود، اشکال ندارد. آدم تقلید میکند. این هنرپیشهها ندیدید تقلید میکنند؟ همچین گریه میکنند، آدم خیال میکند همین امروز بچهاش مرده. من نمیدانم چکار میکنند چشمایشان و اینها، همینطوری اشک از چشمشان میآید، اصلا همچین خودشان را به یک شخصیت دیگری درمیآورند، اصلا انگار نه انگار ... بعضیها هم که انگار نه انگار در هنر ... بله! عالی ... تقلید دیگر! تقلید!

