معیار سنجش حقیقت اعمال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ قَد رَجَوتُ أن لّا تُخَیبَ بَینَ ذَینِ وَ ذَینِ مُنیتِى. فَحَقِّق رَجائِى وَ اسمَع دُعائِى یا خَیرَ مَن دَعاهُ داعٍ وَ أفضَلَ مَن رَّجاهُ راجٍ.
ای پروردگار امید من این است که مرا سرافکنده و دل شکسته و به آرزو نرسیده قرار ندهی. بین این دو، و این دو.
این دو چیه؟ ذین که خب تثنیه ذاست، هذا، هذان و هذین و گاهی اوقات هم خب آن هائش حذف میشود.
دو چیز را امام سجاد علیه السلام در اینجا بیان کردند. یکی، حجّتى یا اللَه فى جرئتى على مسئلتک، مع اتیانى ما تکره جودک و کرمک. دو چیز در اینجا مطرح شده. یک مطلب و یک مسئله از ناحیه بنده و شخص است. مطلب دیگر، از ناحیه پروردگار است. آنی که از ناحیه بنده سر میزند، آن عبارت است از سؤال و درخواست و مسئلت و تقاضا و طلب. بنده، از مولای خودش، چه انتظاری دارد؟ انتظار بنده از مولای خودش، برآورده شدن آرزوهای اوست. چون خود او که نمیتواند به آرزوها و آمال خودش برسد.
ما فقط ادعای عبودیت را داریم. اولیاء و بزرگان، عبودیت را به معنای واقع، دارند. و به عبودیت به آن حقیقتِ واقعِ عبودیت نگاه میکنند. بنده که هیچ اختیاری را از خود ندارد و یک ریال در جیبش مال او نیست، چه آرزویی را میتواند از جانب خود، جامه عمل بپوشاند؟ این بنده میتواند برود زن بگیرد؟ بنده میتواند خانه بخرد؟ بنده میتواند معامله کند؟ بنده میتواند برای خودش رفیق اختیار کند؟ هیچ اختیاری ندارد. بنده یعنی این دیگر. زن میخواهد بگیرد، باید به اجازه مولا باشد. مولا باید اجازه بدهد. البته مولا هم نمیتواند اجازه ندهد. آن نیازهای تکوینی و فطری که خداوند در وجود هر کسی قرار داده، آن نیازها باید توسط مولا شرعاً جامه عمل بپوشد و اگر مخالفت کند، وظیفه حکومت اسلام است که او را مجبور کند بر اینکه به خواستهای مشروع و فطری بنده جامه عمل بپوشاند.

