اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیار سنجش حقیقت اعمال

14944
سال 1432

معیار سنجش حقیقت اعمال

14
  • ولی وقتی این‌ها به همین کثرت‌ها متمایل شدند، و همین مطالب دور و بر آن‌ها را گرفت، کم‌کم، کم‌کم، دو واقعه در این‌جا همزمان اتفاق می‌افتد. باز، واقعه اول، همین مجالسشان، مطالبشان، سخنانشان، به همان کیفیت سابق، استمرار پیدا می‌کند، اگر شعری بخواهند بخوانند، حالا از حافظ شعری بخوانند، حالا دعایی بخوانند، حالا توسلی، یک توسل هم بکنیم که بالاخره وقتی از اینجا می‌خواهیم برویم بیرون، دلمان خوش باشد یک اشکی هم برای امام حسین ریختیم. دست خالی نرفتیم. این التذاذات نفس است عزیز من! این توسل به امام حسین نیست. التذاذ نفس است. که می‌خواهیم از اینجا برویم، با دست پُر رفتیم. دست پُر! هان؟! یک دعایی هم می‌خوانیم، یک شعر هم می‌خوانیم، یک مصیبتی و بعد هم یک شام و که خب اصل کار هم آن آخریش است! بعد هم وقتی که مشکل حل شد، دیگه راه میفتیم می‌رویم طرف منزلمان و ... که همین کارها را هم می‌کردند دیگر، بنده هم یادم است در آن موقع‌ها چی بود و اینها. خب؛ این یکی.

  • همزمان با این مسئله، و به موازی این قضیه، از آن طلب، و از آن نشاط، و از آن زندگی، و از آن حیات، و از آن صفا، شروع می‌کند هِی کم شدن. آن اولی به جای خودش هست‌ها! آن گول زننده: آن شعر حافظ، اشعار مولانا. توسل، دعا، آن هست به جای خودش. آن همزمان، آن دارد می‌آید جلو، این دارد چی می‌شود؟ هی می‌آید پایین. دست من را نگاه کنید! هان! این اولی، آن جریاناتی که در مجالس، در محافل، و در ارتباطات، آن جریان را داشتند. این دوم، این نشاط، شور، حرارت، به دنبال مطلب، پیگیری، متابعت، اطاعت، این حالت حیات و زندگی و مغز، این هم همراهی ... حالا این می‌آید جلو، این هی می‌آید پایین، می‌آید پایین، می‌آید پایین، تا می‌رسد به زمین و این هم همینطور می‌رود جلو. بعد از یک مدت این صفر، این دارد می‌رود جلو. لذا مجالس روح ندارد. فقط حرف می‌شود. دیگر درش آن حال و هوای سابق نیست. آن شور و نشاط دیگر نیست. آن حرارت دیگر نیست. آن پویندگی دیگر درش پیدا نمی‌شود.