معیار سنجش حقیقت اعمال
12آن میشود ظلمت مطلق، امام میشود نور مطلق. این واقعیت است که بین ما و بین امام فرق است. حالا؛ أدعوک یا ربّ بلسان قد أخرسه ذنبه. خدایا من دارم تو را دعا میکنم، ولی فقط این دعا واقعیت اوّله. توش واقعیت دومی نیست. فقط دارم حرف میزنم. قشنگ میخوانیم و نمیدانم ... گفتم بهتان دیگر! توی صحنِ ... اتفاقا آن را نمیدانم چند شب پیش نمیدانم کجا بود دیدم. همان آقا را. توی صحن حضرت زینب کبری، سلام اللَه علیها، شب جمعهای بودم که بساط دعای کمیل بود که آن آقا هم ... آن دوربینها را گذاشته بودند عوضی! عوضی گذاشته بودند، و مردم پشت به قبله. آن هم برای خودش میگفت: بله! گرچه مستحب است، که دعای کمیل رو به قبله خوانده شود، ولی چون دوربینها موقعیتشان چیز است، اشکال ندارد، انشاءاللَه خدا قبول میکند. مردم را پشت به قبله دعای کمیل میخواند، که موقعیت دوربین چیه؟ اینجوری است! این میشود دعای کمیل دوربینی! این که دیگر نمیشود دعا! این که دیگر دعای کمیل نیست! این که دیگر آن دعایی نیستش که أمیرالمؤمنین به کمیل تعلیم داده. این میشود دعای این دوربین. دیدید؟! این دوربینها دیگر! ایناها! همینهایی که دارند از ما عکس میگیرند و صدایمان را میگیرند و مواظبیم چی بگوییم، چی نگوییم، یک وقتی چی نشود دیگر! دارند صدایمان را میگیرند، عکسمان را برمیدارند! حواسمان جمع باشد! خدایی که در کار نیست! نه بابا! دوربین را بپّا! دوربین را عشق است! خدا کجا؟! خدا کجا؟! بیچاره خدا! بیچاره ملائکهاش! یکی اینور، یکی اینور، همینطور دستانشان را اینجوری میکنند: ماشاءاللَه! ماشاءاللَه به معرفتت!
فعلا دوربین را داشته باشیم. بابا اینها میماند. خدا را کی دیده، کی شنیده، کی دیده، آنوقت این آقایی که دارد دعای کمیل میخواند این چیه؟ این مشمول همین کلمات امام سجاد میشود: أدعوک یا ربّ بلسانٍ هان! پشتم رو به قبله کردم، دارم دعای کمیل را پشت به قبله میخوانم! برای اینکه دوربینها پشت به ... این دیگر چه دعائی است؟ این دیگر چه دعای ابوحمزهای است؟ این دیگر چه حضوری است؟ این دیگر چه معنائی است؟ این دیگر چه ربطی است؟ چه ربطی است؟ همهاش عزیزم کشک است! حالا فهمیدید کشک است؟ یا هنوز باور نکردید؟ فهمیدید همه اینها کشک است؟ همهاش کشک است، همهاش حباب است، همهاش تظاهر است، همهاش ریا، و همهاش بازی است! حق أمیرالمؤمنین را غصب میکند، بلند میشود میرود به جای پیغمبر در محراب پیغمبر نماز میخواند. حالا این نماز است؟ نماز است؟ بعد هم بلند میشود بالای منبر: مردم اگر من اشتباهی کردم، به من تذکر بدهید! مردم مرا مستقیم کنید. من لایقش نبودم، بالاخره پذیرفتم.

