معیار سنجش حقیقت اعمال
11وَ مِنَ اللَّيلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَك عَسى أَنْ يبْعَثَك رَبُّك مَقاماً مَحْمُوداً. عجیب! عجیب! شب را برخیز! و به تهجّد به پای دار؛ و خدا را عبادت کن، امید است، عَسى به معنای شاید نیستها! امید است، بشارت است، وعده است، عَسى أَنْ يبْعَثَك رَبُّك مَقاماً مَحْمُوداً. امید است که خدا تو را به همان مقام محمودی که خود اوست، برساند! دیگر تو در اینجا حامد نیستی! اتحاد بین حامد و محمود است. اتحاد بین عالم و معلوم است. اتّحاد بین عارف و معروف است. اتحاد بینِ، و بینِ دیگر! دیگر بقیهاش را هم خودتان ... دیگر همهاش را هم ما نگوییم. هان؟!
این را میگویند مقام فناء ذاتی، که از مرتبه فناء اسم، و فناء رسم، به ذات رسیده. در اینجا دیگر خود را حمد میکند. حمدی که رسول خدا عرضه میدارد به پروردگار: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ آن الحمدللهِ ما دیگر نیست! آن یک چیز دیگر است! اصلا دیگر در مفهوم نمیگنجد.
المنجد هم دیگر نمیتواند آن را بیان کند. در لسان العرب هم آن معنا را نمییابید. بروید نگاه کنید! شما در لسان العرب میتوانید معنای حمدی را پیدا کنید که ستایش حامد، محمود را عین ستایش حامد خودش باشد؟ نوشته آنجا؟ در کجا نوشته؟ در این المنجدها و معاجم لغت و اینها، این چیزها پیدا نمیشود. عَسى أَنْ يبْعَثَك رَبُّك مَقاماً مَحْمُوداً! خدا تو را به مقام محمود برساند! خب حامد که هستی، الآن داری حمد میکنی، محمود هم کیه؟ محمود هم ذات باری تعالی است، پس این چیه قضیه؟ این چه قضیهای در اینجا هست، که در عین اینکه تو داری حمد میکنی، در عین حال محمود هستی! در عین حال، محمود هستی! این هم یک مرتبه چی؟ یک مرتبه و یک واقعیت پشت قضیه.
پس در آن واقعیت، بین ما و بین پیغمبرِ خدا فرقی نیست. بین ما و بین امام زمان أرواحنا فداه فرقی نیست. همانی که آن میگوید، ما هم میگوییم. حالا همان اندازهای که بلدیم. همان اندازهای که ... در واقعیت دوم، این به مقام محمود رسیده! ما؟! حامدش هم نیستیم! چه برسد به اینکه بخواهیم بفهمیم حمد چیه؟ نمیدانم ستایش چیه ...؟ پس در مرتبه دوم، بین ما و بین امام علیه السلام، فرق بین زمین تا عرش پروردگار است! بین زمین و بین ذات پروردگار است. این تعبیر هم تازه غلط است. مگر زمین تازه جدای از مظاهر است؟ بین ظلمت مطلق و بین نور مطلق. خوب است؟ حالا این تعبیر خوب است. ظلمت مطلق، نور مطلق. امام نور مطلق است، حد ندارد. ما هم چی؟ ما هم ظلمت مطلق، پا به پای امام! دیشب گفتیم، پریشب، هیچ از امام کم نمیآوریم! در اطلاق البته، در اطلاق، از حیث سعه، ماشاءاللَه سعه وجودی ما در ظلمت، عین سعه وجودی امام در نورانیت است. شاید رو دست هم بزنیم! رو دستش هم بزنیم. این انانیتها! آخ آخ آخ! واقعا آدم به بعضی از این چهرهها نگاه میکند وقتی که دارند حرف میزنند، اه اه اه! ماشاءاللَه! بابا یک خورده بیا پایین، کجا رفتی؟! عرش را به لرزه درآوردی! آنجا ... یک خورده یواشتر ...

