خروج از ظلمات بهسوی نور بهواسطۀ تبعیت از اولیای الهی
6از آن کسی که میگوید نماز را هر جوری خواندی، خواندی، همینقدر که در ارکان نماز و أجزاء صلاتیه خلل وارد نکردی تو را بس است، از این استعانت بجوییم؟ این که مراتب نماز را خودش نمیفهمد، تا چه برسد که به بقیه بگوید! پس سراغ کی باید برویم؟ سراغ کی باید برویم؟ خب این یک مشکلی است دیگر. آنی که میآید میگوید که چه لزومی دارد برای اینکه ما به آن مراتب بالای از معرفتی که خدا نصیب بعضیها کرده است برسیم، و همینقدر [که] ما اطاعت پروردگار را بکنیم در مقام امتثال، ادای تکلیف کردهایم و چیز دیگری بر عهده نیست و عبد را به اینچه که مولای او در چه مرتبهای هست و دارای چه خصوصیاتی هست؟ وظیفه بنده عبودیت است و آن عبودیت را هم ما داریم انجام میدهیم، این میتواند این روایت رسول اللَه را برای ما تفسیر کند؟ هیهات! هیهات! هیهات! این میتواند مراتب نماز را برای ما بیان کند؟ خود رسول اللَه دارد میگوید دیگر. بنده که از خودم درنیاوردم. خود رسول اللَه میفرماید مراتب نماز به مقدار فهمی است که انسان از نماز برای او حاصل میشود. خودش دارد میفرماید. پس باید به رسول اللَه گفت آقا این روایت را برای چی به ما میگویی؟ ما در یک مرتبه هستیم، ما بنده خدا هستیم. هیچ ارتباطی هم به ما ندارد که حالا خدا کیه. وظیفه ما عبودیت است که عبودیت هم انجام میدهیم. دیگر چی میخواهی از جون ما؟ دیگر از جون ما چی میخواهی؟ داریم انجام میدهیم دیگر، این هم نماز. اوله التّکبیر، آخره التسلیم. کلمات را خوب ادا میکنیم.
معنای کلمات را هم به نحو حکایی و مفاهیم حکایی، یعنی به ما گفتند قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ ولی خودم از قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ هیچی نمیفهمم! نفهمیم کاری نداریم! چشممان چهارتا، دندمان نرم! ما عبدیم، عبد هم فقط باید اطاعت کند. حالا کاری ندارد اینکه این احدیت و أحدیت الذّاتی که در اینجا هست، با آن احدیت و واحدیتی که ما میفهمیم یکی است؟ یا تفاوت میکند. این احدیت احدیت عددی است، یا أحدیت سعی است این احدیت، احدیت در مقابل اثنیت است، یا احدیت، احدیت صرافت در وجود است. آیا بین این دو مفهوم، از نقطه نظر تأثیر در نماز و کیفیت تقابل بین بنده و پروردگار، فرقی نمیکند؟ عجب احمقی هستیم ما! عجب احمقی هستیم! خیلی باید نادان باشیم تا این که سر خود را در برف فرو کنیم و چیزی را متوجه نشویم! چه تفاوتی میکند؟

