خروج از ظلمات بهسوی نور بهواسطۀ تبعیت از اولیای الهی
13خصوصیاتی؟ آمدند گفتند دیگر آقا! ما چهارده معصوم داریم، آمدند دستورالعملها را به ما دادند، قرآن به اضافه دستورالعملهایی که معصومین دادند، تمام است دیگر. دیگر نیاز به چیز دیگر نداریم. اولیاء و عرفاء الهی میآیند آنها را پیاده میکنند، مصداقیت آنها را به ما نشان میدهند، آن حقایق را به صورت عینیه و خارجیه برای ما ابراز و اظهار میکنند، میگویند آن معنا، این هم مصداقش. آن معنا، این هم حقیقت خارجیش. کار دیگر که نمیکنند.
آنوقت اگر اینجور بخواهیم قرآن را بخوانیم، که میفرمودند: قرآن را که وقتی میخوانید، سعی کنید که قاری را پروردگار، و خود را مستمع بدانید؛ با این وضعیت بخوانید، یک مرتبه میبینید إ! چی شد؟ این آیه را من صدها بار خواندم، ولی این معنا را نداد، ولی الآن چی شد این معنا آمد در ذهنم؟ حالا این البته فقط معناستها! ممکن است برای انسان در این زمینه مکاشفاتی پیدا بشود. حقایقی پیدا بشود. اکثر مواردی که برای سلّاک راه خدا مکاشفات تجردیه پیدا میشود، اکثرا در موقع خواندن قرآن است. اکثرا. میآید میبیند عجب! این چی میگوید، آن چی میگوید! این میگوید ما نیاز به خواندن قرآن نداریم! واللَه این حرفها هست! ما نیاز به خواندن قرآن نداریم. یک احکامی هست که میدانیم آن هم در روایات بیان کرده، مسائل اخلاقی را هم میخوانیم: قرآن یک سانت گرد گرفته روش! برای چی قرآن بخوانیم؟
مگر مرحوم آقا نفرمودند که من با یکی از فضلاء نجف، داشتم صحبت میکردم، فضلاء و میگفت ما نیاز به قرآن نداریم آقای آسید محمد حسین! طلبهها نیاز ندارند قرآن بخوانند. قرآن عبارت است از یک عده آیات احکام، که اینها مربوط به احکام کلیه است و خیلی کاربرد ندارد؛ خصوصیات و جزئیاتش که در سُنَن و روایات وارد است. یک مقدار هم مسائل اخلاقی هست که میدانیم! کمک کنید، نیکی کنید، دروغ نگویید، فلان نکنید ... یک مقدار هم قصص و حکایات است که خیلی خب، یک دفعه خواندیم فهمیدیم قضیه موسی و خضر چی بوده! برای چی بیاییم قرآن بخوانیم؟ برای چی قرآن بخوانیم؟ این حرفها زده شده! و الآنم هست.

