خروج از ظلمات بهسوی نور بهواسطۀ تبعیت از اولیای الهی
3امام علیه السلام چه میفرماید؟ وأمّا من کان من الفقهاء، صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً على هواه، مطیعاً لأمر مولاه!1 کو؟ کجا پیدا میشود؟ کجا پیدا میشود؟ مرحوم آشیخ حسین حلّی، رضوان اللَه علیه که به فرمایش مرحوم آقا: علّامه حلی ثانی بود. این آشیخ حسین حلّی میفرمود، این یک مقامی است که اختصاص به بعضی از خواصّ درگاه خدا دارد. نه برای امثال همچون من کذا. حالا دیگر کذاشو نمیگویم. لابد رفقا دیدند در پاورقیهایی که بنده زدم که چه ... واقعا از روی تواضع و علوّ درجه و صفاء نفس، این مرد بزرگ چگونه خودش را در قبال ارزشها کوچک میشمرد و خضوع میکرد و سر تسلیم در بارگاه عزّت و رفعت این مقام و افق، فرود میآورد. کجا این مقام، به امثال من کذا سزاوار است؟ آشیخ حسین حلّی میفرمودها! که تقریراتش را اینها نمیفهمند. کسی نمیفهمد. حالا تا چه برسد به مقام ثبوتش.
امام علیه السلام میفرماید این افراد، حجّت میشوند. حجّت. حجّت کیست؟ حجّت افرادی هستند که به این مرتبه رسیدند. کلامشان، کلام امام علیه السلام است. آن وقت حالا در مراتب متأخره طبعا دیگر به الأهمّ فالأهم مسائل میرسد و از آن رتبه به پایینتر در مقام ضرورت و اینها دیگر مطالب مختلفی در اینجا مطرح میشود. آن حجّتی که بتواند انسان به او اعتماد کند، أمیناً على دینکم و دنیاکم. أمین! أمین باشد. و مورد أمانت إلهیه باشد. مصداق أمانت الهیه باشد. این شخص، که هم نسبت به دنیا امین است، مصالح دنیا، دنیایی که آن دنیا موجب عافیت است، نه موجب وزر و وبال. این دنیا. و آخرتی که آن آخرت انسان را به تجرّد و توحید میرساند نه به مراتب پایینِ طویله بهشت. بله! بهشت هم طویله دارد. مرتبه جنّت الذّات هم دارد. کدام یک از این مراتبش را شما و ما خواهانیم؟ آیا بیاییم در این مراتب پایین؟ همینقدر که به جهنم نرویم کافیست؟ همینقدر که مورد عذاب الهی قرار نگیریم مطلب بس است و تمام است؟ یا اینکه به جایی برسیم که انیس و قرین ائمه و اولیاء الهی باشیم؟ کدامیک از این دو مرتبه با اختلاف مراتبی که بین این دو هست را ما باید طی کنیم؟ و کدام دستور و کدام تکلیف و کدام حجت ما را به آن مرتبه بالا میرساند؟ هان؟
- الإجتحاج، ج ٢، ص ٤٥٨.

