تاثیر زمان در ملکوت عبادت
8خب آقا به تو چه مربوط است؟ مگر منزل تو است؟ مگر اختیار این منزل دست تو است؟ مگر تو را قائم و حارس بر این منزل قرار دادند؟ بلند شو بیا، استفادهات بکن، در این منزل ولی خداست، چرا چشمت اصلا به این میافتد؟ وقتی این ولی خدا در اینجا حضور دارد، تو اصلا برای چی چشمت به دیگران میافتد؟ برای چی دیگران را در نظر میآوری؟
در زمان پیغمبر مگر نبود؟ در منزل پیغمبر کی ها بودند؟ مگر همینها، همین دوتایی که اینا اینجا هستند مگر در زمان خود پیغمبر به منزل پیغمبر رفت و آمد نمیکردند؟ کی دیده شد که امیرالمؤمنین بیاید در منزل رسول خدا بگوید: یا رسول اللَه! اینا چه کسانی هستند اینجا نشستند؟ بلند شو اینها را بیرونشان کن با هم میخواهیم حال کنیم! اینها چه کسانی هستند که در را باز کردی، فرض کنید که عبدالرحمن عوف بیاید و آن مرتیکه بیاید و آن بیاید و ... کاری نداشت علی به این حرفها! هزارتا ابوبکر میآمدند مینشستند، اصلا چشمش به همه اینها بسته بود. علی فقط یک جا را میدید، و به یک نقطه توجه داشت، این آقا جان خیلی از نظر سلوکی مهم است ها! شوخی نگیرید! یک سرّی را خدمتتان فاش کردم. که فقط به یک نقطه چشم داشت، اگر علی چشم میداشت به جای دیگر، باخته بود! تمام! تمامِ قلبش را صددرصد فقط گذاشته بود برای پیغمبر. خب، حالا صدتا بیایند، حالا دوتا آمدند، صدتا دیگر هم بیایند. هزارتا بیایند، یک میلیونتا بیایند. قلب بسته است. قلب فقط یک جاست. یک هدف، و یک نقطه را هدف گرفته، و لا غیر.
دیدید؟ میگویند این بازها و عقابها وقتی میخواهند بیایند شکار بکنند با اینکه شکار در حال حرکت است، و آن هم دارد ... ولی میگویند وقتی این چشمش را بر این شکار منطبق میکند، دیگر اینور و آنور نمیشود. صاف میآید میرود آن بالا، و هیچ ردخور هم ندارد. اشتباه و خطا هم نیست. قشنگ میزان مثل سر سوزن میرود میزند. این چیه؟ این چشم را قشنگ آمده این پیچش را صاف گذاشته روی آن هدف. امیرالمؤمنین وقتی که میرفت در منزل پیغمبر، فقط چشمش را به پیغمبر هدف کرده بود. و این رمز علی شدن هست. این است. آن سِرّ، این است. اینی که امیرالمؤمنین شد امیرالمؤمنین، به خاطر این بود. فقط چشم به کی؟ به پیغمبر.

