اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تاثیر زمان در ملکوت عبادت

14297
سال 1432
نسخه عربی

تاثیر زمان در ملکوت عبادت

7
  • البته خب قبلا هم مرحوم آقا چیز نبودند. یعنی وقتی که بود، اینها را هم به دنبال چیز، می‌فرمودند که این فقرات هم هست. ولی به ضرس قاطع نمی‌فرمودند. ولی در این کتاب اللَه شناسی‌شان، ایشان فرمودند که این فقرات، ارتباطی به دعای روز عرفه ندارد.

  • خب شما ببینید همین مسئله، فرض کنید که وجود دارد دیگر. خب هر چیزی جای خودش را دارد. در صبح‌ها، مرحوم آقا می‌فرمودند به آن شخص که دعای صباح بخوانید. خب، حالا مدینه است، خب مدینه باشد. مگر تو مدینه باید آدم بزند در سرش؟ خب مدینه است دیگر! قبر پیغمبر است، این هم قبرستان بقیع. این چیه که آدم باید بزند در سرش. خب مدینه است، پیغمبر است، این همه مسائل ... عرض کردم خدمتتان. اصلا به طور کلی تفکر ما باید تغییر پیدا کند. تفکر ما باید عوض بشود. وقتی که ما وارد مسجد النبی می‌شویم ...

  • یک وقتی ما در مسجد قائم بودیم، بد نیست حالا یک شخص منبری معروف هم بود، پیرمرد هم بود، و مرد فاضل و ملایی هم بود، و صاحب یک دم و دستگاهی و تبلیغات و فلان و امام زمان و از این چیزها و مرحوم آقا ایشان را دعوتش می‌کردند.

  • یک روز من نشسته بودم کنار، در ایام عاشورا بعد از منبر و این حرفها، بعد می‌آمد [کنار منبر] صحبت می‌کردند. دیدم ایشان دارد می‌گوید که: اصلا ما حال زیارت را در مسجد النبی نداشتیم. رفته بوده ظاهرا مکه و فلان و این حرفها نداشتیم. وقتی که آدم با یک حالتی هم می‌گفت بنده خدا وقتی که انسان می‌رود آنجا همین که چشمش به این دوتا می‌افتد، دیگر حال دعا ندارد، حال زیارت ندارد، حال چی ندارد و اصلا ...

  • آقا جان! چرا تو این دوتا را اصلا می‌بینی؟! تو که چشمت به این ضریح [می‌افتد]، به رسول اللَه ... چرا این را می‌بینی؟ آن پیغمبری که اول خلقت و اول آدم است، آن را نمی‌بینی؟ چرا چشم بر عظمت و عزت و جلال رسول اللَه باز نمی‌کنی؟ چرا انقدر خودت را پایین می‌آوری که به قول خودت به این دوتا نمی‌دانم کذا و کذا، به این باید نگاه کنی؟ چرا اصلا باید به اینها نگاه کنی؟ نگاه بکن به پیغمبر، نگاه بکن به فاطمه زهراء که قطعا در کنار پیغمبر دفن هست و لاغیر، نگاه به آنجا بکن. وقتی که ... تا این‌که دل و ذهن ... وقتی که تو می‌آیی و نگاه به این‌ها می‌کنی، دیگر نمی‌توانی به رسول خدا توجه کنی. دعایت دیگر دعا نیست. زیارتت دیگر زیارت نیست. توجهت همه‌اش می‌رود «ا! این دوتا این‌جا خوابیدند!»! خب خوابیدند که خوابیدند! ولشان کن چکارشان داری؟! چرا اصلا باید توجه کرد؟! ببینید! این منطق همان منطقه که آن شخص می‌آید منزل آقای حداد رضوان اللَه علیه، و می‌بیند یک نفر فردِ حالا موافق ایشان نیست، و به اعتقاد او فرد نامناسب ... در آن‌جا حضور دارد. بلند می‌شود، برمی‌آشوبد، دعوا راه می‌اندازد: آقا این کیه آمده؟ چرا آمده؟ چرا باید این بیاید؟ چرا باید در باز بشود؟