تاثیر زمان در ملکوت عبادت
5نور خدا آینه حق نما *** نور هدی نور حسین است و بس این را میدانید کی سرودند؟! آن سال اولی که از نجف آمده بودند ایران، در طهران، یک روز یا دو روز قبل از سوم شعبان، این شعر را سروده بودند و آنطوری که خودشان بعدها برای بنده گفتند، اصلا موقع سرودن این شعر از خود بیخود بودند. خود نمیسرودند. این شعر را سرودند و خب شعر معلومه. این که در چه حال و هوایی است. در حال بهجت و سرور و مستی و احاطه همه ولایت بر همه عوالم علوی و سفلی و آدم و خاتم و اینها و واقعا شعر شعر عجیبی است دیگر. همه مُلک و ملکوت و عالم را در این شعر یک جا، دربست، تحویل سیدالشّهداء دادند و خودشان هم آخر:
آن که سرود این درر پاک را *** خاک ره کوی حسین است و بس با این تخلّص. خب؛ ایشان میفرمودند در شب سوم شعبان جشن میگرفتند و جشنهای مفصلی هم میگرفتند. خیلی جشنهای مفصلی بود. بنده یادم است. کارت چاپ میکردند. هنوز آثارش هست. بعضی از همان اعلانهای آن زمان، هنوز هست. و میفرمودند که در آن شب، ما یکی از خطبای معروف را، که الآن نمیدانم ایشان در قید حیات هست یا نه سیدی بود، خیلی بلیغ، با بلاغت و جاذب صحبت میکرد، ایشان را دعوت کرده بودیم، و بعد هم مرحوم پدربزرگمان، مرحوم حاج آقا معین، [که] بعد از ایشان بروند و یک اشعاری بخوانند و بعد هم مجلس را چیز ...
مرحوم آقا این شعر را داده بودند به حاج آقا معین که بعد از آن واعظ بروند بخوانند، وقتی که صحبتش تموم میشود بروند شعر را بخوانند. آن واعظ هم با کیفیت بلاغت و نحوه اداره منبر و سخنانش و اینها، به نحوی صحبت کرد که دیگر مجلس را تمام کرد. یعنی با یک کیفیتی که دیگر جایی باقی نگذاشت برای فرد دیگر. یعنی دیگر مجلس تمام شد. یعنی با سخنانش، با نحوه ورود و خروج مطلب، دیگر تمام شد. ایشان را کردند به پدر ما گفتند: آقا این تمام شد دیگر! جا دیگر برای ما نماند دیگر! دیگر حالا ما بلند شویم برویم و چیز بکنیم. این دیگر چیز نیست.

