تاثیر زمان در ملکوت عبادت
9بعضیها میآیند پیش آدم، با آدم دارند حرف میزنند، اما اینطرف و آنطرف را نگاه میکنند. ا! بابا! من دارم با تو حرف میزنم! حالا غیر از اینکه دارد اینور نگاه میکند، آنور نگاه میکند. بالا، پایین، کی میآید؟ کی میرود؟ اینها چی هستند؟ علّاف! علّافٍ حمّالٍ بیکارٍ! بیکارٍ! عربیش کنید، تنوین بهش بدهید! بیکارٌ علافٌ مهملٌ! هرچه خواستید! هیچ نتیجهای هم بر رفتار و کردار آنها مترتّب نمیشود. چرا؟ قلب به روی همه باز است؛ هر کسی هست: آقا تشریف بیاورید! فایده ندارد! قلب باید یک جا باشد. باید در یک نقطه باشد. مرحوم آقا هم شاگرد همان استاد بود، ولی مانند علی فقط یک جا را هدف قرار داده بود. آن شد علّامه طهرانی و آن شد مطرود! مطرود! آن سِرّ را نگرفت و اخذ نکرد. علامه طهرانی، این سرّ را گرفت و عمل کرد، شد علامه طهرانی و آن مطرود! مطرود! مطرود! همان منطق را شما در اینجا پیدا میکنید. همان منطق! ما رفتیم در مسجد النبی اصلا حال دعا نداشتیم، هر وقت که میرفتیم بنده خدا با یک غیظی میگفت و فلان این دوتا اسم هم میبرد فلان اینجا بودند و حال ما را میگرفتند و مرحوم آقا هم میخندیدند و هیچ نمیگفتند!
اما مکتب مرحوم آقا چیه؟ آن هم اهل ولایت است، آن هم میگوید امام حسین و گریه میکند، آن هم مصائب حضرت زهراء را میخواند و گریه میکند، خوب هم روضه میخواند، خوب هم مجلس را گریه میاندازد، خوب، ولی چی؟ پف! پف! [عمق] ندارد. [عمق] ندارد. میرود آنجا، گریه میاندازی، میرود آنجا ....، چرا چشمت به حضرت زهرا نمیافتد؟ هان؟ پس معلوم است [عمق] ندارد. [عمق] کی دارد؟ مرحوم حدّاد، که میفرمود: وقتی وارد ایشان یه مرتبه هم مشرف شدند مکه. مکه و مدینه و حج یک مرتبه رفتند. وقتی وارد مسجد النبی میشوم، عظمت صدیقه کبری چنان مرا میگیرد که هیچ نمیفهمم تا وقتی که از مسجد بیایم بیرون. این [عمق] دارد! عظمت صدّیقه کبری چنان مرا میگیرد که از خود بیخود و هیچ دیگر نمیفهمم تا وقتی که از مسجد بیایم بیرون، دوباره به حال خود بخواهم برگردم. ببینید چقدر [فرق دارد]؟ زمین تا آسمان فرق دارد! زمین ... بین این مکتب، که باز هم این مکتب خودش را مکتب ولایت میداند. مکتب ولایت و روضه و سینه زنی و ائمه و فلان و این چیزها میداند. سنّی که نیستند بندگان خدا. شیعهاند. شیعهاند سنّی نیستند. ولی فرهنگ کجا؟ آموزهها در چه حد از اختلاف است! آن میگوید عظمت صدیقه کبری مرا از خود بی خود میکند، آن میگوید وقتی میروم چشمم به این دوتا میافتد، اصلا حالت دعا و ذکر و اینها همه از بین میرود.

