تاثیر زمان در ملکوت عبادت
10مرحوم آقا چی میفرمایند؟ دستور میدهند: وقتی میروید در مسجد النبی، فقط به رسول خدا فکر کنید و لا غیر. و حضرت زهراء هم در همان جا آن هم در همان سایه رسول خدا باید مدّ نظر قرار بگیرد. آنوقت انسان میبیند عجب! چه افقهایی این قضیه دارد به رویش باز میکند. خدا شاهد است در تمام مدّتی که بنده در همین سفری که مشرّ ف بودم چند روزی که خداوند توفیق داده بود در مدینه، اصلا به فکرم نیامد که این دوتا اینجا خوابیدند! اصلا نیامد! بله بیرون مسجد و اینها میگفتند، گاهی میآمد ... یعنی اصلا بنده وقتی که میروم در مسجد النبی ... اصلا اینها چه کسانی هستند؟ کی بودند؟ اینجا بودند؟ چی بودند؟ رسول خدا در اینجاست! به چی میخواهی فکر کنی؟ به چی میخواهی توجه کنی؟ وقتی رسول خدا در اینجا هست، یعنی همه چی! همه چی! حافظ چه میگوید، چه میفرماید؟ یک دفعه به مرحوم آقا داشتم میگفتم حافظ میگوید، گفتند: چی گفتی آقا؟ حافظ میگوید؟ حافظ میفرماید! حالا هر وقت میگویم، یاد این توبیخ مرحوم آقا ... حضرت حافظ به ما این دستور را میدهد: بگویید دیگر!
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار *** چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم فقط الف قامت یار در مقابل من است. بقیه این طرف، آنطرف، هر کسی واسه خودش میخواهد باشد باشد. باشد باشد. پیغمبر نشسته ده نفر دیگر هم بیایند بنشینند. به من چه مربوط است؟ تنها باشد، باز به من چه ربطی دارد؟ شلوغ باشد سرش، باز به من چه ربطی دارد؟ ماها نه، وقتی که یک خورده مجلس گرم میشود و افراد زیاد میآیند و بعضی شبها زیاد میآیند:
هان! خب الحمدلله امشب نه! بد نیست! زیاد آمدند! امشب خوب است، ذکر زیاد است، معلوم میشود که ... ولی وقتی که کم بیایند، حالا مشکل داشته باشند، نخواهند بیایند، یا چیز داشته باشند:
همچین! خب بالاخره تکلیف است دیگر، تکلیف است که آدم انجام بده ...

