کیفیت غنیمتشمردن ماه مبارک رمضان
8بیاییم دست برداریم دیگر! بابا دیگر بس است دیگر! یک خورده دیگر بله دیگر!
منتهی ایشان دیگر چیز بود. آن بنده خدا از یک قضیهای که پیش آمده بود داغ کرده بود و فلان و حرفها و شروع کرد. بعد یک دفعه در بین صحبتش گفت: آخر نمیآیید شما نگاه به این مرد کنید، این مرد کم زحمت نکشیده! نگاه کنید ببینید چه و فلان و این حرفها. در ضمن این حرفها یک چیزی گفت: گفت من نمیدانم که در این مرد چه چیزی نهفته است؟ ولی همین حالا مرحوم آقا دارند سرخ و سفید میشوند و سر را انداختند پایین و این هی دارد میگوید. آن بالا هی دارد میگوید! ایشان هم چکار کنند دیگر؟ تسلیم! بله! رضا به داده بده و زجبین گره بگشای! که بر من و تو در اختیار نگشودند. سرشان را انداخته بودند پایین و این هم میگفت گفت من نمیدانم که چه خصوصیتی در این مرد است که انسان وقتی با او بنشیند، ولو حرف نزند، عوض میشود! همینطور عوض میشود! این دستش را هم اینطوری میکرد. همینطور هی عوض میشود، عوض میشود. ولو حرف نزند. هان! همینطور بیاید بنشیند.
خب یه چیزی فهمیده بود. خب چرا با بقیه مینشینید اینطور نیست؟ اونوری عوض میشوید؟ یک جور ... اونا هم عوض میشوند، منتها این اینجوری، این اینجوری! اینور! اینجوری عوض میشود آدم! اینطوری!
این چیه قضیه؟ این مسئله چیه؟ این همین است. این همین است که ما آمدیم و خیال میکنیم همه چیز فقط به کتاب خواندن است. همه چیز فقط به شنیدن است. نه عزیزم! فقط به شنیدن نیست. مسائل مهمتری هست که مافوق شنیدنه و مافوق خواندن است و مافوق دریافتهای ظاهر است. که آن مسائل است که میآید این خواندنها و این محفوظات و این شنیدنها و این تفکرات را تصحیح میکند. و در جایگاه خاصّ خودش قرار میدهد. اگر نه! کم کم چی؟ جدا میشود، جدا میشود یواش یواش، میآید همینی که فکرش تا چند روز پیش، تا چند ماه پیش اینطور بود، میبینی کم کم دارد دارد هان هان هان! یک چیزای دیگر، دارد میگوید. یک مسائل دیگر دارد مطرح ... یک مطالب دیگری دارد ... یک گردشی همینطور کم کم دارد پیش میآید. این مال چیه؟ مال دور شدن است. دور شدن است. شوخی نداریم آقا! دور شدن است.

