اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت غنیمت‌شمردن ماه مبارک رمضان

14581
سال 1432
نسخه عربی

کیفیت غنیمت‌شمردن ماه مبارک رمضان

7
  • یک شخصی بود در مسجد قائم منبر می‌رفت. و زی و خصوصیاتی که ایشان داشت، خیلی خلاصه صرفا فقط به مسائل علمی و روحانیت و امثال ذلک نبود. مخلوطی بود از فضاهای جدید و همینطور تلبّس به روحانیت و اشتغال به خطابه و این‌ها. گاهی از اوقات مخصوصا در بعضی از سنوات در ماه رمضان در همین مسجد قائم منبر می‌رفت و خب طبعا ایشان به مرحوم والد هم خیلی ارادت داشت و اینها. خب خصوصیات ظاهری ایشان یک قدری شاید تفاوت داشت از نظر کیفیت لباس و این‌ها خب شاید یک قدری متفاوت بود.

  • کم کم ما می‌دیدیم فرض کنید یک هفته گذشت، هفت هشت روز گذشت، یک تغییراتی دارد پیدا می‌شود. هم در کیفیت تعابیری که می‌آورد، صحبتی که می‌کند، مطالبی را که دارد مطرح می‌کند. خب این مطالبش با آن روزهای اول تفاوت‌هایی دارد. یا در کیفیت لباس، خب لباس فرض بکنید که تغییر پیدا کرد. یا در سر و وضع و خلاصه من حیث المجموع یک مطالبی.

  • یک روز این بنده خدا خودش بالای منبر به حرف درآمد و گفت: من نمی‌دانم یک قضیه‌ای بود یعنی مربوط می‌شد به مرحوم آقا. با اینکه مرحوم آقا سفارش کرده بودند به منبری‌ها و خطباء که هیچ اسمی از ایشان نیاورند. و این سنّت بسیار زشت و قبیح که در میان ما مرسوم است که حتما باید مجالس ائمه را با تعظیم غیر امام مخلوط کنیم! اگه بانی دارد، اسمی از بانی بیاوریم و ... بله لطف کردند! ان‌شاءاللَه خداوند ایشان را مورد چیز قرار بدهد. دیگر حتما باید بگویند! نگویند خناق می‌گیرد بدبخت. یا مثلا فرض بکنید که اگر امام جماعت دارد حتما باید اسم بیاورد و بله و چه و چه و چه. دیگر بماند خلاصه. دیگر خیلی ما در این مسائل دقیق نشویم. العاقل یکفیه الإشارة. گر در منزل کس است، یک حرف بس است.

  • ایشان فرموده بودند کسی از من اسم نیاورد و اگر اسم می‌آورد، مورد خطاب و عتاب قرار می‌دادند: آقا مگر به شما نگفتیم؟ مگر با شما شرط نکردیم؟ برای چی اسم می‌آورید؟ خب منبرتان را بروید، صحبتتان را بکنید، مطالب را بگویید و بیایید پایین دیگر! مگر غیر از این قرار بر این است که چیز دیگری باشد؟ لذا ان‌شاءاللَه امیدواریم که ترک کنند. واقعا ترک کنیم، یک خورده به وجدانیات و فطریات خودمان برگردیم. دست برداریم آخر از این حرفها. هر کسی می‌آید، ذاکر می‌شود، هر کسی می‌آید منبری می‌شود، حتما بایستی که خلط بکنیم. آقا ما چهارده‌تا معصوم داریم، بسمان است دیگر! دیگر چی می‌خواهیم؟ روایت می‌خواهیم، حرف می‌خواهیم بزنیم، اینا هستند. داستان می‌خواهیم بگوییم، تاریخ بگوییم، اینا هستند. مطالب اخلاقی می‌خواهیم بگوییم اینا هستند. مطالب اجتماعی، هرچی می‌گوییم این چهارده معصوم هستند، دیگر چمونه؟ چمونه واقعا می‌آییم فضا را از آن حالت صفا و روحانیت با مطالب دیگر، با تعبیرهای دیگر درمی‌آوریم؟ چی به ما می‌دهند؟ چی به ما می‌دهند؟