کیفیت غنیمتشمردن ماه مبارک رمضان
10زیرا اگر قرار بود خود ما بتوانیم نقص را برطرف کنیم که دیگر نیازی به انبیاء و ائمه و ولی الهی نداشتیم! خب هر کسی خدا بهش عقل داده، یک مشت فطریات هم بهش داده، عقل و فطریات را ضمیمه میکند، نتیجه میگیرد و کارش را انجام میدهد. انجام میدهد. فطرت که داریم. دروغ قبیح است، صدق صحیح است، اعانت بر مظلوم مستحسن است. دفع ظلم لازم است و امثال ذلک، این فطریاتی که خدا در درون هر کسی قرار داده. از آن طرف هم راه تفکر و تعقل را قرار داده برای کاربردی کردن فطریات در مرتبه ظهور، و در اجتماع و در مسائل شخصی. اما اینی که آیا ذهن میتواند خودش فی حدّ نفسه به این نقائص بخواهد برسد، از کجا؟ یک شب من رفته بودم یک جایی مهمان بودم. آن شخص، در همانجایی که بودم، سجادهای افتاده بود، گفت آقا من بیایم بیدارتان کنم، این حرفها. گفتم نه نمیخواهد اگر خدا بخواهد، بیدار میشویم. در آن سجاده، یک برگ بود. به جای مهر برگ بود! گفتم این برگ مال چیه؟
گفت: این برای این است که من وقتی ذکر میگویم، اگر مهر باشد، این آثار طولانی بودن در پیشانی ظاهر میشود. این همچین پیشانی ... حالا میخواست خیلی بله این پیشانی خیلی برقی! مبرقعی! خیلی صاف و متلؤلؤ! و خیلی خلاصه ... و لذا برگ گذاشتم که این پیش نیاید. خب برگ هم نرم است دیگر! سجاده و فلان هم نرم است. گفتم به جای اینکه بیایی منو بیدار کنی برای نماز شب، آن برگ را از توی سجادهات بردار، به جاش مهر بذار! عزیزم! باید سجده بر تربت باشد، تا بتواند اثر بدهد! تو پیشانیات، ثَفَنات درآمد، درآمد، نیامد، نیامد! چی چی دنبال این هستی که جاش بماند، نماند، جلوی آشنا فلان، محیط ... بله از این چیزها ... چیه؟ اینا چی چیه؟ حرف ما را نگرفت! همچین با شوخی و فلان تلقی کرد و ما هم شوخی جدی گفتیم و رد شدیم. خیلی نمیایستیم روی حرفهایمان، میگوییم و میرویم. خب چی؟ ماند! همونجوری میماند آدمها!

