کیفیت غنیمتشمردن ماه مبارک رمضان
16هر چیزی که در اجتماع چشمگیرتر است، میرویم دنبال او. نه! این غلط است. آن ربط باطن با خداست که باید او را پیروی کرد. آن اثر دارد. آن نماز تراویح آنوقت اثر دارد. این نماز تراویح حرام است. حرام است. ابّهته ... مگر هر جایی باید ابّهت باشد؟ هر جایی که چشمگیری باید باشد؟ هر جایی مگر همینطور است؟ این منطق، منطق خلیفه ثانیست. منطق رسول اللَه نیست. منطق علی و امام حسن نیست. منطق اینها، منطق ایجاد ربط بنده است با خدا. و این، منوط است به این که از خود آنها، ما خط بگیریم. در اینجا چه کنیم؟ خودمان درنیاوریم. از پیش خودمان درنیاوریم. از پیش خود، راه وضع نکنیم.
لذا بزرگان در ماه مبارک رمضان، ماه مبارک را خیلی غنیمت میشمردند. تا آنجایی که من یادم است، اصلا در شبهای ماه رمضان نمیخوابیدند. یا اینکه خوابشان خیلی کم بود. مثلا یک ساعت میخوابیدند، نیم ساعت میخوابیدند، بعد بلند میشدند، حالا یا قرآن میخواندند، یا نماز میخواندند یا فرض کنید که مطالعه میکردند. یا یک شعر میخواندند. شعر، حافظ را باز میکردند. شعر حافظ، مولانا، پس شما خیال میکنید این اشعار و این مطالب مال کی است؟ مال همین شبهاست دیگر! مال همین شبها. مال همین شبها ... این شبها بردارید دیوان مولانا را باز کنید. و ببینید که فهمتان تغییر کرده با سابق یا تغییر نکرده؟ میبینید نه، عوض شده. یک چیز دیگر میفهمی. حافظ را باز کنید، دیوان مرحوم فیض را. بزرگان را. سایر افراد، از عرفاء الهی، اینها را ببینید، اینها چه کردند؟ چه گفتند؟ چه رهنمودهایی ارائه دادند؟ داستانهایی که مربوط به بزرگان و اولیاء الهی و قصص الهیست، این داستانها، تاریخ آنها، مطالبی که از آنها نقل شده در کتب تراجم و سیره و امثال ذلک، اینها را در همین شبها بایستی که اتفاقا خواند و اینها را فهمید و بهش عمل کرد.
عبادت شما خیال میکنید فقط همینطور نماز خواندن است؟ فقط نماز خواندن است؟ فقط دعا خواندن است؟ همین؟ هرچه بیشتر نماز بخوانیم، هرچه بیشتر دعا بخوانیم، نتیجهمان بیشتر است. نه اینطور نیست. دعا و نماز باید از روی رغبت باشد. از روی نشاط باشد. از روی انبساط باشد. دو صفحه، یک صفحه دعای ابوحمزه ثمالی را بخوانید، و به معناش توجه کنید. به معنا توجه کنید. آنوقت ببینید که دیگر میتوانیم فردا سرمان را جلوی افراد بلند کنیم یا همیشه سرمان باید پایین باشد؟ یک صفحه دعای ابوحمزه ثمالی را با فهم و درایتها! نه همینطوری، بگیریم از اول تا آخر. به آن فقراتی که حضرت انگشت گذاشتند یکی یکی روی دردهای ما در این فقرات. یکی یکی آمدند عیبهای ما را برملا کردند و دوایش را هم آمدند ذکر کردند. دارویش را آمدند ذکر کردند. ضعفهای ما را آمدند برملا کردند. آنوقت ببینیم از خجالت میتوانیم از فردا تو روی رفیقمان نگاه کنیم که آن حرفها را برایش زدیم؟ میتوانیم؟ امام سجاد اینا را برای کی گفته؟ برای ما گفته. برای ما امام سجاد آمده این مطالب را گفته. خب همینطوری بشنویم؟! بشنویم و برویم ... خب! این هم یک جور است دیگر! اینم یک جور است! شما خیال نکنید این هم اختصاص به الآن داردها! نه آقا! در زمان خود امام سجاد هم چنین خبرهایی نبود! چند نفر با امام سجاد بودند؟! یک أبوخالد کابلی بود و نمیدانم چند نفر دیگر و خود أبوحمزه ثمالی و یک عده قلیلی ... یک عده قلیلی از حواریون امام سجاد بودند. بقیه میآمدند حضرت! یابن رسول اللَه! اشکشان هم درمیآمد! مالی نبودند!

