اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام

14669
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام

6
  • ما خیال می‌كنیم اینها مالك اشتر فرماندة لشكر امیرالمؤمنین بابا اینها از همه توسری خورتر بودند در اجتماع واللَه، پوست خیار به كلة آنها می‌زدند در بازار كه می‌رفتند این طور مورد بی‌احترامی ‌قرار می‌گرفتند و سرشان را بلند نمی‌كردند نه اینكه به طرف بگویند بالای چشمت ابرو است یك پرونده درست كنند از اینجا تا كلّة مناره نه بابا این حرفها نبوده این مسائل نبوده. حساب خودمان را برسیم اگر هم برای خود انجام می‌دهیم، خب ندهیم ندهیم آدم عاقل همیشه كارش را از روی عقل انجام می‌دهد وقتی كه كار باید بر اساس بده بستان باشد برو یك جایی كه بده بستان باشد، چرا می‌آیی این جا كه نیست؟ آدم عاقل می‌رود حسابش را می‌رسد دیگر، حساب می‌رسد كه این كاری كه انجام می‌دهد در ازای آن چقدر گیرش می‌آید از نظر اعتبار چقدر به او بالا بالا می‌دهند چقدر جلوی همه مطرحش می‌كنند چقدر نمی‌دانم به حسابش می‌گذارند افراد نمی‌دانم چكار می‌كنند؟ آدم عاقل این كاررا می‌كند البتّه عقل منظور عقل شیطانی است نه عقل رحمانی و عقل شیطانی عقل نمی‌گویند تزویر می‌گویند تزویر امیرالمؤمنین می‌فرماید: معاویه از من زیركتر نیست او شیطنت دارد او را زیركی نمی‌گویند زیركی، كیاست مال مؤمن است نه منافق "المؤمن كیس" نه المنافق كیسّ الكافر كیس، "المنافق مزوّر و المؤمن كیس" كیاست یعنی انجام هر عملی كه به صلاح آخرت انسان به كار افتد و راه انسان را برای رسیدن به تجّرد و توحید هموار كند آن را می‌گویند كیاست، هر چه می‌خواهد باشد المؤمن كیس یعنی این، او تزویر است كلك زدن تزویر است نفاق تزویر است دوبه هم زدن تزویر است و امثال ذلك آثارش هم مشخّص است، كیفیت دارد راهش هم مشخّص است افتراق طرق با همدیگر دارند.

  • بنا بر این ائمه علیهم‌السّلام و اولیاء و انبیا اینها همه دعوت به او می‌كنند نه دعوت به خود، دعوت به او می‌كنند. این قضیه را كه مرحوم آقا خیلی می‌فرمودند دیگر، رفقا در نظر دارند كه در جنگ بدر آمدند كه هفتاد نفر اسیر گرفتند كه رسول خدا مختار قرار داد مسلمین را در گرفتن دیه و كشتن آنها و گفتند كه دیه می‌گیریم و فدیه را خرج تجهیزات نظام وجنگ و اینها می‌كنیم و رسول خدا پذیرفت اینها كه در بند گرفتار بودند از جملة اینها عباسّ بود عموی پیغمبر، عباسّ عموی پیغمبر هم از زمرة اینها بود ولی پیغمبر نمی‌تواند او را از بند دربیاورد نمی‌تواند، چون یا باید همه را دربیاورد یا باید بالاخره وقتی كه افراد دیدند كه رسول خدا ناراحت است آمدند و آنها را از بند درآوردند منتهی در یك جایی در حصار قرار دادند پیغمبر قبل از این جریان داشت می‌گذشت وقتی كه اینها را دربند كرده بودند می‌خندید یكی رو كرد به عباسّ گفت این همانی است كه شما می‌گویید رحمی للعالمین است، ما را در بند می‌بیند و می‌خندد ببینید این قیاس بر خود گرفت نیست خودش اهل این مسائل و اهل این حسابهای دنیا و اهل معیارهای سیاست هست، سیاسات شیطانی این هم همین است ما را در این وضعیت می‌بیند دارد كیف می‌كند، چیره شده و الآن اینها در. گفتند چرا می‌خندی رسول خدا؟ چرا می‌خندی؟ اسم آوردند رسول كه نمی‌گفتند. حضرت فرمود كه خندة من از این است كه دارم شما را با غل و زنجیر دارم در بهشت می‌برم شما نمی‌آیید خنده‌ام گرفته این عبارت خیلی عجیب است خیلی عجیب است شما اگر بروید تا سال دیگر این موقع روی این عبارت فكر كنید باز كم فكر كردید یك سال كه این چه می‌خواهد بگوید رسول خدا و این چه عالمی‌است و در چه مرتبه‌ای است و خیلی مسائلی انسان می‌رسد به مسائل تربتیی به مسائل سلوكی به ریزه كاریها و ظرایف و رقائق و دقایق در این جا مسائل بسیار است كه رسول خدا می‌گوید ما با زنجیر می‌خواهیم شما را ببریم این قدر به شما علاقه داریم آن وقت می‌گویند اسلام دین خشونت است! (این مسائل را انشاءاللَه بنده در ارتداد در اسلام انشاءاللَه اگر خدا توفیق بدهد در آن جا به نحو مبسوط این مطالب را در آن جا عرض می‌كنم.)