حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
حُجَّتِی یَا اللَه فِی جُرأَتِی عَلَی مَسئَلَتِکَ مَعَ اِتیَانِی مَا تَکرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکَ، وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّىِ حَیَائِی رَافَتُکَ وَ رَحمَتُکَ
پشتوانة من ای خدا در جرأتی كه دارم بر سؤال تو با وجود انجام امور مكروهه چه به نحو محّرمه و چه به نحو غیرمحرمّه عبارت است از سخا و بخشش تو و كرامت و بزرگواری تو و سرمایة من در شدّت و در سختیها با قلّت حیاء و شرمیكه دارم نسبت به ذات ربوبیت تو و عظمت تو عبارت است از رأفت و رحمت، رأفت به حالت عنایت و ترحّم بر ما دون گفته میشود رحمت عبارت است از ابراز سعة وجودی ولو به غیر مادون.
خب در فقرة اولی شبهای گذشته خدمت رفقا مطالبی عرض شد و سخن به این جا رسید كه انبیاء در تبلیغ رسالت حسابی برای خودشان باز نمیكنند و همین طور اولیاء و مافوق همة آنها معصومین علیهمالسّلام كه در مرتبة علیای از ادراك شهودی توحید قرار دارند به طریق اولی حسابی برای خودشان باز نمیكنند چون هرچه انسان از نقطة نظر تجرّد به آن مبدأ مجرّد نزدیك بشود، طبعاً صفات آن مبدأ بیشتر در او ظهور پیدا میكند دیگر و هر چه دورتر باشد آن صفات به نحو مقابل در او ظاهر و آشكار میشود اصلاً دو نقطة مقابل هم قرار دارند، كثرت گرایی به جهت عدم ادراك حقیقت وحدت است. كسانی كه به دنبال خود و محوریت خود هستند بویی از توحید و اسلام نبردهاند گرچه متلبّس به زی اسلام و تبلیغ و روحانیت باشند. تلبّس كاری ندارد شما یك مجسّمه را هم میتوانید عمامه سرش بگذارید و عبا و ردا بپوشانید مشكلی نیست، در حالتی كه این مجسّمه گچ است، سرب است آن ادراك حقیقت مطلب است.
آن شعر خواجه سعدی میفرماید:
*** ای برادر تو همیاندیشهایما بقی تو استخوان و ریشهای

