حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام
5در امشب كه شب پنجشنبه سنة١٤٣١ هجری قمری است در بلد آل محمّد حضرت فاطمة معصومه سلام اللَه علیها دیگر سخنان آخر را داریم به عرض دوستان میرسانیم بیاییم خودمان را محك بزنیم ببینیم چقدر در مسائل و قضایا روی خود حساب میكنیم آن ته كیسه برای خودمان میگذاریم در ارتباطات، در كارها، در مسائلی كه به حساب خدا میگذاریم داریم كار میكنیم برای خدا كار میكنیم برای مكتب كار میكنیم، مایه میگذاریم ریم ریم ریم اینها همه آخرش هست هان اینها این مایه میگذاریم، خدمت میكنیم ها اینها این چه قدرش به آن طرف مربوط است چقدر آن به خودمان مربوط است؟! تا اگر یك وقت یك مسئلهای پیش آمده خیلی خلاصه نقره داغ نشویم از حالا ا ز حالا حساب خودمان را داشته باشیم و این تمرین را در خودمان بكنیم و آمادگی را داشته باشیم تا این كه مسئله را به سهولت بگذرانیم آخر گاهی اوقات یك همچنین قضایایی پیش میآید دیگر، یك دفعه بعد از سالها طرف میبیند ای داد بیداد خب یك مسئله پیش آمد خب كاری ندارد باباجان یا این كاری كه تا حالا میكردی برای خدا بود یا نه اگر برای خدا بود خب حالا كه میگویند نكن نكن دیگر، درد ندارد دیگر بهتر، باید یك بشكن هم بزنی بیندازی خودت را هم هوا بپرانی تا حالا میگویند انجام بده حالا یك مسئولیتی هم برداشته شده این كه درد ندارد، این كه داد و بیداد ندارد این كه این طرف و آن طرف گفتن ندارد، این كه شكایت و گلایه به پیش این و آن بردن ندارد، خیلی هم خوشحال باشید.
مالك اشتر را كه امیرالمؤمنین به مصر فرستاد به زور فرستاد مگر میرفت؟ میگفت چیست علی داریم تازه جنگ تمام شده آمدیم میخواهیم پیش هم باشیم حضرت فرمود تو برو هر جا هستی، من هستم. قبول نمیكرد كه بلند شود برود. قبول نمیكردند اینها.

