اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
3خلاصه من شما را به این حرفها مكّدر نكنم همین قدر راحت هستید كه از این مطالب خبر ندارید من هم بیشتر باز نكنم كه حال خودم هم بهم میخورد. عرض كنم حضورتان كه ولی این طور نیست كه ندانیم و نفهمیم چرا بالاخره چیزهایی مسائلی سرمان میشود.) این بزرگواری و جود و بخششی كه توأمان در خدای متعال بنده سراغ دارد این باعث میشود كه نسبت به آن عملی كه انجام داده و آن میزان قبحی كه مترتّب بر عمل است خیلی مسامحه كند سخت نگیرد و این به طور كلی دأب همة اولیاءاست ها. دآب همة اولیا است یك شب در خدمت مرحوم حداّد رضوان اللَه علیه بودم یك قضّیهای اتفّاق افتاده بود برای مرحوم آقا كه ایشان داشتند آن مسئله را مطرح میكردند و راه صحیح را ارائه میدادند، مرحوم حداّد. بعد در ضمن صحبت هایشان این طور فرمودند كه دأب بزرگان همیشه بر این است كه داند و خر را همی راند خموش اشعار مولانا را مرحوم حداد خیلی حفظ داشتند و استشهاد میكردند نسبت به آن
داند و خر را همیراند خموش *** بر رخت خندد برای روی پوش دیدید گاهی اوقات آن رفقایی كه از مرحوم آقا روزگاری را به یاد دارند گاهی اوقات میرفتند پیش ایشان و ایشان یك لبخندی میزدند اینها حالا هزار تا كار كرده آن لبخندی كه خب حالا شما چطور است؟ موفّق باشید انشاءاللَه. موید باشید. این نگران این بود كه حالا مثلاً فرض كنید كه البته در بعضی از جاها هم به رو میآوردند ولی این طور نه این كه حالا نگران بود كه صاف پرونده را از توی كشو دربیاورند و یكی یكی ورقها را نه میدید كه با یك خنده قضیه رد میشد و این روش را از بزرگان رفقای ما به یاد دارند این مرام را مرام داند و خر را همیراند خموش بر رخت خندد این خندهها خیلی معنا دارد بر رخت خندد برای روی پوش ماست مالی، ماست مالی كردن، ماله كشیدن ماست مالی میكند و فلان و این حرفها طرف هم میآید خب یا آقا نفهمید در عوالم بالا بود خیلی پایین نیامد كه بفهمد یا بالاخره هر چه بود گذشت و الحمدلله كه مورد بازخواست قرار نگرفتیم ولی بندة خدا خبر ندارد كه آن بازخواستش ارزش دارد آن را میبایستی كه انسان مدّ نظر قرار بدهد این خندهها هم همهاش خوب نیست.

