اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
8این روش روش تربیتی است كه ما از بزرگان سراغ داریم، این است قضّیه؟! كسی كه به عنوان یك فرستاده و واسطه، بیگناه بلند میشود میرود مطلبی را اعمال میكند، آدم چه چیزها میبیند چه چیزها میشنود! نعوذ باللَه، نعوذ باللَه خب الحمدلله كه این بساط جمع شد و سره از ناسره متمایز شد و آنها كه به دنبال هیئت و میئت و كارهای دیگر هستند خودشان میدانند و روش خودشان و ارتباطی با ما ندارند و بنده با همة آنها قطع رابطه كردم، انبیاء و اولیاء روششان این است روششان هیئت نیست بیا و برو نیست تجارتخانه راه انداختن نیست معلوم شد آن فدایت شوم ها برای نان بوده است یا برای جان. معلوم شد آن آقا آقا ها برای دنیا بوده است یا برای آخرت معلوم شد آن ادعاها و پیرویها برای رونق بازار بوده است یا برای به دست آوردن رضای دوست؟
خوش بود گر محك تجربه آید به میان *** تا سیاه روی شود هر كه در آن غش باشد یك محك میآیند میزنند یك گوش را میمالانند آن وقت صداها میرود بالا فریادها میرود بالا و افراد بواطن خود را مینمایانند مینمایانند هر كاری میخواهید بكنید بكنید ولی با ما دیگر كاری نداشته باشید. ما همین هستیم میخواهید این است نمیخواهید كسی دست و بال شما را نبسته، كسی شما را تهدید نكرده، كسی بر شما مضیقه نگرفته است و تضییق ایجاد نكرده، راه باز است هر كه تشخیص میدهد به هر نحوی كه میرود برود این جا جای شما نیست و شما را در اینجا راه نخواهند داد و زحمت نكشید
ای مگس عرصة سیمرغ نه جولانگه تو است *** عرض خود میبری و زحمت ما میداری كجا رفت آن توصیههایی كه مرحوم آقا به بنده میكردند مواظب باش اطرافیانت نیایند و دور تو را نگیرند و تو را به آن راهی كه مورد تمنّای خود آنها است نكشانند! كجا رفت این حرفها من را میخواهید بكشانید من را میخواهی در چمبره و سیطره و همینة خودتان دربیاورید نمیشود این طور نمیتوانید جور درنمیآید مكتب دو تا است آن چه كه به ما یاد دادند غیر از این است. هر چه كمتر بهتر، هرچه كمتر، مسئولیت كمتر هر چه كمتر، فضای آرامتر هر چه كمتر، امنیت بیشتر دیگر صریحتر ازاین عر ض كنم خدمت رفقا، صریحتر؟ هر چه كمتر حساب و كتاب من در پیشگاه پدرم در روز قیامت آسانتر فردا من را به صلابه میكشانند: بنده را، فردا ما رابه خط میكنند این حرفها نیست چیزهای یكه من از آن زرگان دیدهام جا دارد كه بر خود بلرزم و موقعیت خود را محدودتر كنم. انبیاء آمدند گفتند كه ما برای خودمان چیزی برنداشیم ما همةكاسه كوزههایمان برای خودمان است همة این دار و دستكها همه برای خودمان است. همة این داد و فریادها برای خودمان است. پس كو توحید؟ پس كو سلوك؟ پس كو تربیت و تزكیه و تهذیب كجا رفت همه كه شدیم ما، همه شدیم كه ما! راهی را كه افراد به سوی خدا آن راه را باز كنند آن موجب شادی روح و روان نبی و رسول است خدا شاهد است من این شادی و سرور را در وجنات بزرگان میدیدم كه وقتی احساس میكردند یك نفر به دستورهایی كه میدهند ترتیب اثر میدهد، شكفته میشدند عجب من را صدا میکردند، فلانی این كار را كرده، فلانی این كار را كرده.

