اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال

14255
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال

7
  • توقع من این است كه رفقا و دوستان كه این مطالب را می‌شنوند ترتیب اثر بدهند بیر بیر به من نگاه نكنند این توقّع من است توقّع من و اجر من این است كه این مطالب را شوخی نگیرند، این است قضیه، نه این كه فقط این كه آقای تهرانی خوب حرف می‌زند پسر آقا است برویم بنشینیم كه حالا فرض كنید كه حالا یك ساعتی هم این جا بگذاریم و به به و چه چهی نه آقا این نیست اینها همه تخیلات است، اینها همه اعتبارات است، اینها همه توهمّات است، الآن به شما می‌گویم روز قیامت نیایید طلبكار شوید ها اجر من آمدن در این جا نیست، اجر من سلام و علیك كردن بعد از این نیست، اجر من آمد و رفت نیست هیچ نیست نیست نیست نیست نیست چیست؟ این است كه این مطالبی كه خدمتتان عرض می‌كنم چون این مطالب از اولیاء شنیده شده نه اینكه من گفتم من هم یكی مثل شما، من هم یكی مثل شما، چون این مطالب از جاهای دیگر است چون این مطالب شنیده شده‌های از بزرگان است چون این مطالب مكتوبات آن بزرگان است، برای این مسئله نه برای اینكه بنده می‌گویم بنده هم یكی مثل شما، هشتمان گروی هشتادمان است. 

  • از این باب توقّع دارم ترتیب اثر داده شود درست؟ ترتیب اثر داده بشود وقتی من نگاه می‌كنم می‌بینیم مطالبی كه نقل می‌شود از جانب بنده یا افرادی كه خود را منتسب به بنده می‌كنند و اشخاصی را در تحت تربیت خود می‌گیرند وبعد از افراد عادی یك لات بی سر و بی پا می‌سازند و بی حیا و بی شرمانه اعمالی كه حتّی افراد عادی انجام نمی‌دهند از آنها سر می‌زند پس من اجر خود را نگرفتم، توقّع من برآورده نشده درست است یا نه؟! چندی پیش مجلسی بود نوار آن مجلس را برای من آوردند و من شنیدم گفتم: الحمدلله چشم بزرگان روشن كه نتیجة تربیت چند ساله پرورش یك مشت لات و یك مشت افراد وحشی و یك مشت افراد بی ادب و بی تربیت به اسم سلوك به اسم كلاس اخلاق به اسم متابعت از روش بزرگان و متابعت از روش علاّمه، وااسفاه وااسفاه مرگ بر این مكتب، مرگ بر این تربیت و مرگ بر این روش و سلوكی كه ای كاش همان افرادی كه در خیابان بودند و در دانشگاهشان بودند و این طرف و آن طرف بودند همان‌ها را ول می‌كردند به حال خودشان و به این روز در نمی‌آ‌وردند. باید آنها را به ریسمان كشید و با سر به درون جهنّم پرتاب كرد تا از بوی تعفّن همنشینی آنها دیگران مسموم نشوند.