اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
حُجَّتِی یَا اللَه فِی جُرأَتِی عَلَی مَسئَلَتِکَ مَعَ اِتیَانِی مَا تَکرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکَ، وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّی حَیَائِی رَافَتُکَ وَ رَحمَتُکَ
پشتوانة من ای پروردگار در جرأت و تقاضایی كه بر سؤالهای خود دارم در حالی كه مرتكب گناهان و ظلات و خطاها و آنچه كه موجب كراهت تو است میشوم آن پشتوانه، بخشش و بزرگواری تو است. این دو باعث شده است كه من نسبت به گناهان و نسبت به خطاها و لغزشها خیلی توجّه نكنم و آنها را به حساب نیاورم و همان كرامت تو و عطاء تو است كه باعث میشود من در مقابلة با تو در تقاضاهای خود جسارت بورزم و اصلاً فكر نكنم كه من همین امروز گناه خدا را انجام دادم حالا چطور از خدا تقاضا میخواهم بكنم چطور از خدا این درخواست را میخواهم بكنم همان بزرگواری و بخشش تو و عفو و اغماض تو است كه مرا جسور كرده است و جری كرده است بر این كه قانون و قاعده و مبانی متعارف معاشرت را من مدّ نظر قرار ندهم.
بالاخره در قوانین معاشرت و ارتباطات یك حساب و كتابی هست، بالاخره یك مسائلی هست، یك بده بستانهایی در این وسط هست كه با اینها (بله یك وقتی یك تشییع جنازهای بود ما هم در آن تشییع جنازه شركت كرده بودیم یكی از این آقایان معروف كه الآن دیگر فوت كرده و صاحب رساله و اینها بوده، ایشان آمد در آن جا و در آن تشییع جنازه نماز خواند و چه كرد و اینها من دیدم خیلی آن شخصی كه شركت كرده ارتباطی با این نداشته تعجّب كردم با این متوفّی چطور این آمده در تشییع جنازه و اینها بعد فرزند آن متوفّی كه خودش از اهل علم و اینها هست یك شب صحبت بود، گفتم فلانی كه در این تشییع آمد مگر با پدر شما ارتباطی داشت؟ فلان گفت نه كم بود ولی شما میدانید كه این جا دنیای بده بستان است این كه آمد الآن در تشییع جنازه به خاطر این كه فردا با این افرادی كه از تهران آمدیم برویم در مجلس روضه، این است. این بده بستان دارد و هر حسابی گفتند هر سلامیعلیك دارد جواب سلام واجب است دیگر جواب سلام واجب است.

