معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان
6این حالتی که در انسان هست، این حالت حالت خطر است، این نماز نمازی است که نمیگذارد آن آژیر به صدا دربیاید. این مجالس مجالسی است که نمیگذارد آن آژیر خطر به صدا دربیاید، این بیا و بروها به اسم خدا و اسلام و تبلیغ دین و دستگیری از خلق، اینها موانعی است که نمیگذارد آنچه را که دارد الآن دست اندازی میکند بر روح و روان، آن متوجّه بشود، تمام اینها به خاطر این مسئله است.
امام سجّاد علیه السّلام میفرمایند خدایا به همان اندازه که تو مرا در میان مردم بالا میبری و من احساس میکنم که در میان افراد دارم یک وجههای پیدا میکنم، توجّه افراد دارد به من جلب میشود، به همان اندازه آژیر را در من به صدا دربیاور، به همان اندزه مرا متوجّه خود کن. تو همانی بابا! اگر خدا نمیخواست دو نفر اینجا در صحبت تو شب سه شنبه نمیآمدند، کجای کار هستی؟ چه خبرت است؟ چه خبر است؟!
رفقای ما میدانند که در زمان سابق، ما در زمان مرحوم آقا ما چه بیا و برویی داشتیم، اطّلاع دارند، دیگر توضیح اینها ملال آور است، کار به جایی رسید که افراد من را در خیابان میدیدند، سلام نمیکردند! سرشان را هم آن طرف میکردند! کو؟ رفت، تمام شد، تمام شد. مال کی بود؟ مال خودم بود؟ پس چرا نتوانستم نگهش دارم؟ اگر این احترامها مال خود بنده بود خب آن را نگاه میداشتم، البته خب بعد پشیمان شدیم از هرچه بود و نبود و هر مسئلهای که ....! و آن موقع متوجّه شدیم که آن نصیحتهایی که آن بزرگ به ما میکرد از چه جایگاه برخوردار بود؟ و کجاها را میدید و کجاها را میدید ایشان؟ میگفت نگاه نکن به اینها، برو به فکر خودت باش و اینها همه سیاهی لشگر هستند! باور نمیکردیم، باور نمیکردیم. کو؟ کجا رفت؟ آن احترامها کجا رفت؟ آن فدایت شومها کجا رفت؟ آن قربانت بگردم ها کجا رفت؟ آن بعد از آقا جناب فلانی! کجا رفت؟ این حرفها کجا رفت؟ همه کشک بود، کشک بود، بادکنک! بادکنک باز یکخورده جان دارد، این پف دریا را دیدید؟ وقتی که شیر را باز میکنید روی آب پف میکند دیگر، این از بادکنک هم بدتر است یک فوت کنی ...! به یک فوت هم نمیارزد. همه حباب بود، حباب حباب حباب الآن هم حباب است ها الآن هم حباب است، به جان شریف بنده و سرکار، سرکار فیض آثار، همه دنیا حباب است، همه دنیا خیال است، همه دنیا اعتبار است، همین.

