اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

14558
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

5
  • اگر انسان نمازش ترک بشود خیلی مهم نیست، می‌فهمد ای داد بیداد نمازم قضا شد، چه بر سرم آمده که من نمازم قضا شده، چه بر سرم آمده که این کار حرام از من سر زده؟! چه برمی‌آید .....! نماز می‌خواند، در اوّل وقت می‌خواند به خیال خود با حضور قلب می‌خواند، روزه می‌گیرد ولی دارد آن خطر، آن سلول سرطانی دارد از باطن رشد می‌کند، سلول سرطانی وقتی که رشد می‌کند از آن اوّل که اعلام خطر نمی‌کند، بعضی از بیماریها هست سریع اعلام خطر می‌کنند، دفاع بدن فوراً آژیر را می‌کشد، به قول آقایان اطباء، آن اتورگلاسیونی که در مغز هست درست می‌گویم یا نه؟ آن می‌آید اعلان خطر می‌کند الآن آپاندیس شما عفونی شده، قلب شما الان در فشار و ضربان و فشار قلب قرار گرفته، می‌آید اعلام می‌کند، شما فوراً می‌روید [برای درمان،] ولی بعضی از بیماریها هست که این اعلان نمی‌کنند فرض کنید کرم خوردگی دندان، دندان شروع می‌کند به کرم خوردن، شما انگار نه انگار! متوجّه می‌شوید؟ نه. این شروع می‌کند از آن باطن می‌خورد می‌خورد، عاج را از بین می‌برد وقتی آخ شما درمی‌آید که عصب را از کار انداخته، ای داد بیداد، این‌جا دفاع بدن نسبت به این ضعیف است، اگر از همان اول کرم خوردگی به محض این‌که یک سر سوزن تغییر حالت در مینا پیدا می‌شد شما صدایتان درمی‌آمد خب کار به خراب شدن عصب و اینها نمی‌رسید که بیایند عصب را بکشند عصب را هم وقتی بکشند، دفاع دندان از بین می‌رود و تق دندان دو نصف می‌شود.

  • [امّا] سلول سرطانی! این سلول سرطانی از اوّل که نمی‌آید و خلاصه صدای ناموزون خود را در بدن اعلان کند که شما بفهمید و بلند شوید بروید دنبال چکاب و فلان و این حرفها، نه! این شروع می‌کند به رشد کردن، رشد کردن، یک مرتبه وقتی که دست می‌اندازد، کبد را می‌گیرد، طحال را می‌گیرد جهاز هاضمه را می‌گیرد که دیگر کار از کار گذشته، کبد را باید برداشت، تمام شد. وارد خون شده و رفته به سایر جاها هم دست انداخته، چکار باید کرد؟ می‌گویند درجه چهار است. کاری دیگر نمی‌شود کرد. کاری دیگر نمی‌شود کرد. یواش یواش آهسته آهسته این شروع می‌کند به رشد، شروع می‌کند به تولید مثل و به واسطه این، سلولّهای صحیح را از بین می‌برد و خودش را جایگزین می‌کند و می‌گوید جای من است، این جا جای من است. وقتی آخ انسان بلند می‌شود که به عصب دست انداخته و کار از کار گذشته است.