
معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان
معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان
10الآن من میتوانم دست خود را به حرکات مختلف دربیاورم، قدرتش را دارم یا نه؟ حالا یا درمیآورم یا درنمیآورم دیگر، طوری نیست. یا دستم را به این کیفیت مشت میکنم یا باز میکنم یا حرکات مختلف، من که این قدرت را دارم حالا استفاده نمیکنم این مگر ضرری پیش میآید؟ چه ضرری؟ حالا یک وقتی میبینی قدرتش را ندارم، خب بله! این احساس ضعف است این احساس منقصت است، این احساس عدم است ولی وقتی که من قدرت را دارم حالا نمیخواهم این قدرت را اعمال کنم، این خب مربوط به خودم است مربوط به اراده خودم است. میتوانم و نمیکنم، به اراده من برمیگردد به مشیت من برمیگردد، به خواست من برمیگردد نه کسی به من تحمیل میکند و نه کسی مرا باز میدارد هیچ کدام. هرچه هست در خود من است.
پس اینکه ذات خدا از انجام این فعل کراهت دارد و ناراحت است و بدش میآید این به چه کسی برمیگردد؟ این برمیگردد به خود انسان یعنی خود انسان به واسطه این عمل، این بی نصیب میماند، نصیبش از بین میرود، به واسطه این عملی که در اینجا انجام داده.
لذا شما میبینید در آیات قرآن انبیاء الهی هنگامی که تبلیغ میکنند، آیات قرآن چگونه از آنها حکایت میکند؟ وقتی که پیغمبران میفرمایند قُلْ ما أَسْئَلُكمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا الفرقان، ٥٧ ما از شما اجر نمیخواهیم، اجر ما عبارت است از آن راهی را که شما بپیمایید و به مقصد برسید، این اجر ما است. چرا انبیاء یک همچنین حالی دارند؟ چون انبیاء موحّد هستند، انبیاء میدانند که در این وسط خودشان کارهای نیستند. درک کردند این مسئله را، شهود کردند این مسئله را، شهود کردند انبیاء که وقتی که اینها به واسطه توفیق ربوبی رسیدند به این مقام، تبلیغی هم که میکنند به پای او باید بنویسند نه به پای خودشان. لذا تا به حال شده انبیاء بیایند بگویند که ما که تا به حال برای شما تبلیغ کردیم ....؟
