لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
3چقدر خوب است آدم این طوری بفهمد! خب خیلی کارها راحت میشود. این جودی که در اینجا هست جود یعنی اعطاء گرچه در فارسی بخشش به معنای عفو و اغماض هم میآید ولی در عربی به معنای عفو و اغماض و مغفرت است و غفران است. یا غفّار الذّنوب و یا ستّار العیوب که داریم در فقرات، آن غفار به معنای بخشش از گناهان و خطاها و لغزشها است. جود در اینجا به همان معنای خودش است، به همان معنای اعطاء و هبه. اعطاء، يهَبُ لِمَنْ يشاءُ إِناثاً وَ يهَبُ لِمَنْ يشاءُ الذُّكورَ الشوری، ٤٩ اعطا میکند، میبخشد.
در جلسات گذشته عرض شد که این مسئلهای که خداوند از ما ناراضی است و این عمل مورد رضای خدا نیست این برای چیست؟ خب برای خدا که تفاوت نمیکند، چه شما نماز بخوانید یا نخوانید برای خدا چه فرقی میکند؟ او خدایی خودش را میکند، او سلطنت خودش را میکند، او مالک الرقّابی خودش را میکند، او مالک یوم الدین خودش را دارد، او له ملک السمّوات و الآرض خودش را دارد، او غنی بالذّات است، معنای غنای ذاتی یعنی تطوّرات وجود بر کمال او چیزی اضافه نمیکند، اینکه الآن یک نفر به مرحله کمال برسد خدا یکخورده همچنین باد کند، یکخورده همچنین افتخار کند، یکخورده همچنین خوشحال بشود بر اینکه خب این بنده ما به مرحله کمال رسید و آمد در بالا رشد کرد و برای ما بد نشد، خب میگویند یکی از بندگان او به مرحله کمال رسیده و از اولیاء خدا شده. نه! اگر از اوّل خلقت سماوات و أرضین و قبلش تا خدا خدایی میکند، هیچ فرد کاملی نیامده بود، از خدا چیزی کم نمیشد و اگر همه به مرتبه رسول اللَهی هم برسند چیزی به خدا اضافه نمیشود. چون او غنّی بالذّات است دقت بفرمایید امشب چه میخواهم عرض کنم، خیلی مطالب دقیق است
غنی بالذّات ذاتی است که تطوّرات [در] وجود چون عدم که قابل بحث نیست و از او که نباید صحبت کرد و او که موضوع قرار نمیگیرد و از او که خبر داده نمیشود تطوّرات در وجود، چیزی بر خدا اضافه نمیکند و عدم تطوّر در وجود، عدم خلق جدید، عدم خلق این مظاهر مختلف و ایجاد این صور متنّوعه در عوالم، این بر خدا چیزی اضافه نمیکند. هیچی هیچی! سر سوزنی اضافه نمیکند. الآن من یک مثالی برای شما بزنم، من دست خودم را الآن میتوانم به اشکال مختلف دربیاورم، دست خودم را ببندم، الآن بستم، مچ خودم را بستم، حالا باز میکنم صاف نگه میدارم، حالا به این نحو، بعد پشت به زمین، رو را به زمین قرار میدهم، بعد این را به سمت بالا قرار میدهم، بعد انگشتان را باز میکنم و ..... در این حرکاتی که شما مشاهده کردید چند گرم به دست من اضافه شد؟ هیچی! یک صدم گرم نه از وزن دست من کم شد و نه به او اضافه شد، هیچی. آنچه که در عالم وجود اتفّاق افتاده است و اتفّاق میافتد مثل این است. هیچ! نه کم میشود نه زیاد میشود. به اندازه سر سوزنی چیزی از ذات احدّیت کم و یا [زیاد] نخواهد شد، هرچه هست در خود حیطه وجود و ذات بحت و بسیط او است که به مرتبه انبساط درمیآید و انبساطی که پیدا میکند منافات با بساطت او ندارد بلکه در عین بساطت، آن انبساط دارد تحقّق پیدا میکند نه اینکه به آن بسیط چیزی دارد اضافه میشود. چیزی در خارج از ذات وجود نیست تا اینکه بخواهد اضافه بشود، چیزی نیست.

