لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
حُجَّتِى یا اللَه فِى جُراتِى عَلَى مَسئَلَتِک مَعَ اتیانِى مَا تَکرَهُ، جُودُک وَ کرَمُک، وَ عُدَّتِى فِى شِدَّتِى مَعَ قِلَّىِ حَیائِى، رَافَتُک وَ رَحمَتُک
ای پروردگار من دلیل و پشتوانه من در جرأتی که بر سؤال و درخواست از تو دارم، این پشتوانه، جود و بخشش و بزرگواری تو است و توجّه نکردن به خطاها و گناهها و لغزشهایی که از من سر میزند و در عین حال من برخلاف آنچه که مورد رضای تو است عمل میکنم. روش من حرف من، فکر من، کلام من، منش من، اینها برخلاف است. تو ما را به سمتی دعوت میکنی و ما به سمت دیگر میرویم ولی در عین حال من یک پشت گرمی دارم و طرفم را خوب شناختم و من میدانم با چه ذات و شخصیتی، شخصیت نه به معنای فرد دارای ماهیت بلکه شخص دارای هویت، روبرو هستم. این باعث شده که من نسبت به گناه و خطایی که انجام میدهم و مخالفت با رضای او را که انجام میدهم خیلی توجّه نداشته باشم و خلاصه بگذرم، گوشم به امر و نهی او خیلی بدهکار نباشد و حالا گاهی بعضیها را انجام میدهم بعضی را یکی در میان رد میکنم و خلاصه به همین کیفیت روزگار میگذرانم. این پشتوانه، همان بخشش و بزرگواری تو است. بخشش به معنای جود نه به معنای مغفرت و عفو.
یکی از دوستان نقل میکرد میگفت یکی از بستگانش که ایرانی نبوده، خارجی بوده، این فقط یک مقداری فارسی میدانسته و اینها، این وارد ایران که شده رفته بوده از بانک پول بگیرد، وقتی که خواسته برود آن مسئول به این شخص گفته ببخشید مثلًا حالا یکخورده دیر شد، این خیال کرد ببخشید به معنای یک چیزی دادن است! آمده بود یک مبلغ پول داده بود. گفت آقا! من عرض میکنم ببخشید این دوباره خواسته بود پول بدهد یکی متوجّه شد، گفت آقا این ببخشید که این میگوید یعنی شما اغماض کنید از تأخیر نه اینکه ببخشید یعنی پول بدهید! هی داشت پولهایش را میداد خیال میکرد اینجا قانون است! شاید هم باشد نمیدانم! هی این میگفت ببخشید این هی پول میداد خیال میکرد بخشیدن به معنای عفو نیست [بلکه] به معنای هبه و اعطاء است.

