
لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
11مسائلی را که این زن برای مرحوم آقا سید احمد فراهم میکرد میگفتند زبانزد افراد بود و در آن محلّه و اینها برای هم نقل میکردند این کیفیت را. این عجیب بود دیگر! حالا این هم ابتلایی بود، یک ابتلایی بود که خدا به وجود آورده بود و ایشان صبر میکرد هیچ نمیگفت بلند میشد میرفت آنها را جمع میکرد از توی حیاط، خلاصه بعد شروع میکرد فحّاشی میکرد! سبّ میکرد، خلاصه به هر نحوی که میتوانست، این دیگر این طور بود. تا اینکه مرحوم آقا سید احمد از دنیا میرود. البّته خدا هم بالاخره حساب و کتاب دارد، کار خدا هم حساب دارد این طور نیست در این دنیا که هر کسی هر کاری میخواهد بکند گرچه او مادر است و این فرزند، ولی مادر هم باید حساب و کتاب فرزند را داشته باشد، این طور نیست که حالا تصّور کند حالا من مادرم، هر کاری دلش میخواهد بکند و هر فشاری میخواهد بیاورد یا پدر که حالا چون پدر است بنابراین هر کار غیرمنطقی و غیرعقلایی و غیرعرفی را بخواهد تحمیل کند، نه نه نه! نیست! این طور نیست آن به جای خود، این هم به جای خود، هر کدام جایگاه خودش را دارد.
مرحوم آقا سید احمد کربلایی در سن ٤٧ سالگی به رحمت خدا میرود. ببیند ٤٧ سال بود، عارف باللَه عالم باللَه و بأمراللَه، این مطالبی که دارم به شما میگویم از زبان خود مرحوم آقا شنیدم، تک تک این جملات را که خدمتتان عرض میکنم، عالم باللَه، عالم بامراللَه، عارف باللَه، در سن ٤٧ سالگی به رحمت خدا میرود. خیلی مرد بزرگی بود. خیلی حرّ بود. من از این حرّ بودنش خیلی خوشم میآید. این قدر این حرّ بود و این قدر عالم بود کسی نمیتوانست به او حرف بزند، لهش میکرد! در بحث و در علمیت و تفوّق علمی کسی جرأت نداشت در نجف به مرحوم آقا سید احمد کربلایی حرفی بزند.
