حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
6جمله ذرات عالم در نهان *** با تو میگویند روزان و شبان ما سمیعیم و بصیریم و هشیم *** با شما نامحرمان ما خامشیم ما داریم کار خودمان را میکنیم، با شما نامحرمان ما خامشیم، دیگر در اینجا اسراری هست که ...، خلاصه خیلی مسائلی در اینجا هست، چیزها در اینجا هست که دیگر باید انسان خودش به آنها برسد و خودش لمس کند و الّا گفتن آن مشکل و شنیدن آن مشکلتر و تبعاتی که دارد اشکل. لذا بهتر است که انسان اینها را طبق آنچه که بزرگان فرمودند و از ائمّه ما و اولیای ما به ما رسیده است، ما
آنها را بپذیریم و بدانیم که سعه دایره وجود، محدود به ادراک ناقص ما نیست، محدود به ادراک ناقص ما نیست،
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست *** این قدر هست که بانگ جرسی میآید یک ذرهای گوشهای نشان دادند و همین قدر ما میدانیم که یک خبری در اینجا هست و باید به دنبال رفت و آن کسانی که آمدند و اینها را گفتند، گتره نگفتند، وقت زیادی هم نداشتند، خیلی هم بدهکاری نسبت به حرف زدن نداشتند! نه! اینها دیگر مجبور بودند که گاهی بیایند یک چیزی بگویند بلکه یک تکانی بدهند و یک مسئلهای، منتهی یک عدهّ آدم بیخبر و نفهم و جاهل که فقط عرضه در انکار دارند، فقط همین! نه نه! نمیشود نمیشود نمیشود! کوفت و نمیشود! فقط نه نه! نمیشود. فقط عرضه اینها در انکار کردن است، همین. آخر هم وقتی کسی بیاید یک چیزی نشانش بدهد همین طوری صاف میماند، صاف میماند چه بگوید!
مگر در زمان پیغمبر نگفتند؟ معجزه پیغمبر را گفتند سحر است. زده ماه را دو نصف کرده، شّق القمر کرده، میگویند عجب! این دیگر سحری است که تا به حال ندیدیم، سابقه نداشته، سحر این جوری حتّی در سماوات و در کرات بتواند تأثیر بگذارد همچنین سحری ما نداشتیم! خب بابا اگر یک همچنین سحری است که کسی نمیتواند بیاورد تو بگو سحر، من اسمش را میگذارم معجزه، چه فرق میکند؟ خب این که یکی شد. پیغمبر کاری را انجام بدهد، اصلًا ما قبول میکنیم، میگوییم سحر است، بالاتر شما بگو یک نفر بیاید این کار را انجام بدهد ما به او ایمان میآوریم! آخر با حرف عوض کردن میخواهی از واقعیت فرار کنی؟! خب از اوّل بگو، هم خودت را راحت کن هم سر ما را به درد نیاور. بلند شو برو آقا پی کارت، اگر دنبال مطلب میگردی مطلبِ به این روشنی و واضحی [که] این قدر پیچاندن ندارد.

