
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
24لذا ما میبینیم در روایات این طوری داریم، بعضی گفتند شب ١٩ است و بعضی گفتند شب ٢١ و بعضی گفتند ٢٣ و بعضی گفتند هر سه این مال همین است. (منتهی در بعضی روایات داریم که شب ٢٣ را بیشتر بدانید چون در آنجا این مسئله دیگر محتوم میشود و ختم میشود و پای این ورقه را دیگر مهر میزنند) لذا گفتند شب ٢٣ را بیشتر به آن عنایت داشته باشید و اّلا شب قدر از فردا شب است یعنی از فردا شب و بخصوص این چند شبی که هست، لذا باید دیگر خلاصه کشکول گداییمان را برداریم و ببریم درِ خانه امام زمان و بگوییم که نگاه کن ببین هیچی در آن نیست، هیچی در آن نیست.
یکی از افراد و رفقا بوده من او را فرستادم پیش یکی از دوستان، بعد شنیدم پیش او رفته ولی او گفته که پیش من چیزی نیست و ردش کرده، عزیز من من هم میدانم دست تو چیزی نیست، اگر دستت چیزی بود که او را نمیفرستادم پیش تو، حالا آن بنده خدا خواسته تواضع کند، تواضع، همه دستمان خالی است، همه دستمان خالی است آن کسی که دستش پر است بیاید اینجا ببینیم! ببینیم چند مرده حلّاج است؟ چقدر دستش است؟ بیاید دیگر، هر کی هست بلند شود بیاید. همه دستمان خالی است. آیا میشود کسی به مهمانی یک کریمی برود و با خودش غذا ببرد؟ آیا میشود ما برویم پیش امام زمان و بگوییم یابن رسول اللَه بیا نگاه کن! ببین! ما را نگاه کن! ببین چه داریم! علم ما چقدر است! پول ما چقدر است! وجهه ما چقدر است! شخصیت ما چقدر است!! حضرت چه میگوید؟ میگوید به به به به به! به چه چیزت مینازی بدبخت؟ به علمت مینازی؟ به مالت مینازی؟ آن مالی که به یک شب بند است، گفت به جمالت مناز به یک تب بند است، به مالت مناز به یک شب بند است! هیچی! به چی چی داری مینازی؟ به علمت مینازی؟ به علمت؟ به علمت مینازی؟ علمی که با یک آلزایمر! علم که سهل است آدم خودش و پیراهن و شلوار خودش را هم یادش میرود! به آن مینازی؟ اتفّاق افتاده، اتفّاق افتاده، زیاد هم اتفاق افتاده. به کدام علم؟
