
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
17این میشود چه؟ میشود ترجیح مرجوح، مرجوح را بیایی بر راجح مقدّم کنی، این انتزاع میشود انتزاع باطل. لذا آن ابن ابی الحدید میگوید و اشتباه هم میگوید الحمداللَه الذی فضّل المفضول علی الفاضل! حمد ندارد! حمد آن خدایی که مفضول را که ابوبکر است بر فاضل آمده تفضیل داده، بیخود کرده خدا آمده چیز کرده! غلطهای بقّیه را چرا به گردن خدا میاندازی جناب ابن ابی الحدید؟ کارهای خلافی که بقیه انجام دادند را به خدا داری نسبت میدهی؟ الحمدلله الّذی فضل المفضول علی الفاضل! نخیر! خدا همیشه میخواهد فاضل بر مفضول رجحان و تقدّم و اولویت پیدا کند. این حرف غلط است.
مولانا در اینجا دارد، مولانا عالی میگوید، خب فرقی بین مولانا و ابن ابی الحدید باید باشد، یک چیزی باید باشد دیگر، مولانا هم همین را میگوید منتهی با یک عبارت خیلی عرفانی! خیلی عبارت عجیب! میگوید:
باز گو ای باز عرش خوش لقا *** ای پس از سوء القضا حسن القضا بَه بَه آن وقت میگویند سنی است، مولانا سنی است! میگوید ای کسی که قضاء پروردگار، اوّل قضاء سوء بود نمیگوید خدا انتخاب کرد، قضاء بود، تقدیر و مشیت بود، این تقدیر و مشیت به واسطه امیال نفسانی و به واسطه اختیار شیطانی، تقدیر، تقدیر سوء شد نه اینکه خدا بخواهد این را انجام بدهد. تقدیر آمد برای اینکه این خلافت را بعد از رسول خدا اجرا کند، آن امر خلافت آمد، چون آنها نخواستند که امیرالمؤمنین که حق مطلق است و مطلق حق است، بپذیرند یک همچنین ناموسی را، خدا گفت خیلی خب حالا که نمیخواهید من این را برای شما اختیار میکنم، بالاخره یک آقا بالا سر که باید داشته باشید، یک والی که باید داشته باشید، نمیخواهید بفرمایید این را، این میشود سوء القضاء، ای پس از سوء القضا حسن القضاء، وقتی سوء القضاها رفت، اولی رفت دومی هم رفت، سومی هم رفت، نوبت حسن القضاء، حالا همان که خدا میخواهد، آنکه باید میبود، آنکه از اوّل میبایست باشد، آنکه حقّش را غصب کردند آن را که خانه نشین کردند، او الآن آمده، خب این تصریح بر بطلان خلفای سهگانه نیست؟ اگر نیست پس چیست؟ اگر نیست پس چیست؟ کسی که خلافت خلفای سهگانه را میگوید سوء القضا، این سنّی است؟ خب اگر این است شما که از هر سنّی سنیتر هستید، شما که خیلی مسائلی که دیده میشود و شنیده میشود و اینها.
