حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
12یکی میگوید از این راه برویم، یکی میگوید الآن برویم، یکی میگوید آفتاب است، هر کسی یک جور حرفی میزند بالاخره باید یک نفر این وسط بیاید و مطلب را تمام کند. حالا کی باید این طور باشد؟ اگر ما باشیم خب میگوییم آن کسی که علمش بیشتر است، تجربه او بیشتر است، آن کسی که به منطقه واردتر است، این مسائل را ما در نظر میگیریم دیگر، آن کسی که تحمّلش بیشتر است، شما این مسئله عقلایی را و رجحان را در ما به الانتزاع یعنی آن حیثّیتی که به واسطه آن حیثیت شما انتزاع یک مسئلهای را میکنید شما همان را در مسئله ترجیح در روایاتی که متخالفة المضامین هستند مشاهده میکنید. این روایاتی که هستند، گاهی اوقات مطالبی که از امام نقل میشود اینها دارای اختلاف است، نگاه بکنید ببینید امام علیه السّلام در اینجا غیر از همان مبانی عقلانی فرموده؟ نگاه کن ببین آنکه علمش بیشتر است. نگاه کن ببین آنکه صدقش بیشتر است. نگاه کن ببین آنکه حافظه او بیشتر است، ضبط یعنی حافظه، ضبط او بیشتر است بعضیها هستند آدم خوبی هستند حافظه ندارند، عوضی نقل میکنند. اصلًا عوضی عوضی! خب این عوضی نقل کردن اشکال ندارد ولی در آنجا که این مسئله با حکم و تکلیف افراد ارتباط دارد فاجعه بار میآید.
بنده خودم یک روز در خدمت مرحوم آقا بودم، افراد دیگر هم بودند. ایشان یک مسئله را مطرح کردند یک حرفی را زدند که شما در ارتباط با افراد اینگونه عمل کنید. آمدیم بیرون، دو هفته بعد من حرفی شنیدم که به آقا هم نسبت داده شده، من رفتم به آن شخص که این حرف را نقل کرده
گفتم: شما این حرف را زدی؟ گفت: بله. گفتم از کی شنیدی؟
گفت نشسته بودیم، یک همچنین حرفی آقا زدند.
گفتم من هم که آنجا بودم، کی یک همچنین حرفی بوده؟ گفتند: نه
گفتم: آقاجان چرا شما که حافظهات کم است همیشه یک قلم و کاغذ در جیبت نمیگذاری که هر چه که هست همانجا بنویسی که این مسئله پیش نیاید؟ گفت: نه! این طوری نیست.

