حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
11تقلید یعنی زمام دین و دنیا را به دست یکی دادن. آن کسی که دو نفر میآیند یک حرفی را میزنند یک رأی میدهد، وقتی که نزدیک ظهر میشود دو نفر دیگر میآیند رأی او را عوض میکنند چطور شما زمام دین و دنیایت را به دست یک همچنین شخصی میتوانی بسپاری؟ اینکه با حرف دو نفر رأیش عوض میشود، چطور ما میتوانیم سعادت خود را در گرو افکار و نظرات و تصوّرات [او قرار بدهیم؟] افرادی که اینها به هر بادی، از این طرف به آن طرف متمایل بشوند و به هر مجلسی تغییر رنگ بدهند و به هر مصلحتی کلمات و تعابیر و احکام متفاوتی ارائه بدهند؟ چطور میتوانیم یک همچنین کاری بکنیم؟ یک وقت علّامهی طباطبایی عرض کرده بودم من حضور ایشان بودم یک شخصی آمده بود از تقلید میخواست سؤال کند، ایشان فرمودند که: این کارها را باید انجام بدهد. او از طهران آمده بود، گفت آقا اینکه دو سال طول میکشد! ایشان فرمودند: که آیا ارزش دارد یا ندارد؟ آیا ارزش دارد یا ندارد که دو سال وقتت را بگذاری و بگردی که از چه کسی تقلید کنی؟!
امروز ما چکار میکنیم؟ میآییم بیرون، چند نفرند؟ بیستتا سیتا چهلتا پنجاهتا هر چی هست دیگر، خیلی خب حالا نگاه کن ببین هر کدام جمعیت بیشتر میرود همانجا برو خلاصه تقلید کن. این شد تقلید! البته خب بله دیگر، این هم یک جور تقلید است دیگر، این هم یک جور است. آدم چه بگوید واقعاً؟ آنچه را که میبیند و آنچه را که میشنود! آدم چه بگوید؟ انشاءاللَه درست میشود. علی کلّ حال راه باز و مسیر مشخّص است و مطالب توضیحش داده شده است. و هر کسی بخواهد به همان راهی که مورد رضای الهی است [برود] خدا باب را برای او میگشاید و دیگران هم هر کار میخواهند بکنند، بروند بکنند.
پس بنابراین تمام آنچه که در این عالم هست همه آنها بر اساس یک واقعیت است. در مسئله انتزاع و امر انتزاعی در اینجا آن ما به الانتزاع رجحان دارد، اولویت دارد. به واسطه آن اولویت است که آن انتزاع صورت میپذیرد. رسول خدا میخواهد چند نفر را برای یک جنگی بفرستد خب مسائلی پیش میآید، اختلاف سلیقههایی پیش میآید. بین خود ما پیش نمیآید؟

