اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین

14541
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین

9
  • امور متعدّده‌ای است، پدیده‌های متعددّه‌ای است که به موازات پدیده آن چرخش توربین، آن پدیده هم در حال استمرار است یک مرتبه آن نیروگاه سوخت او قطع بشود دیگر شما در این‌جا چراغ ندارید یک مرتبه آن دریچه ورود آب به توربین [را] ببندند، شما دیگر در این‌جا برق ندارید. یک مرتبه آن حرکت باد که آن توربین بادی را می‌گرداند حرکت باد بایستد شما دیگر در اینجا نور ندارید. فوراً ندارید، چرا؟ چون اصل از کار افتاده، آن منشأ و ریشه از کار افتاده.

  • حالا امور انتزاعی و امور حقیقی هم همین طور است وقتی که ما الآن بگوییم که نیروگاه اصل است، نیروگاه رئیس است، نیروگاه به عنوان مادر تلقّی می‌شود همه اینها درست است، چرا؟ چون این مسئله مسئله ذاتی است، حیثیت او حیثیت ذاتی است. حیثیتی که در این‌جا هست و عبارت است از همان وجود آن مایه‌ای که موجب سلطنت است وجود آن صفتی که مایه هیمنت است، وجود آن حقیقت و پدیده‌ای که مایه آن ریاست است. آن الآن در نیروگاه موجود است، آن دیگر انتزاعی نیست.

  • ما تصّور کنیم در عالم خودمان این صفت را به این نیروگاه بدهیم یا ندهیم؟ چه بدهیم چه ندهیم، این نیروگاه دارای این صفت است و دست ما نیست. دلیلش این است که وقتی که می‌ایستد در این‌جا نوری نیست، در این‌جا برقی نیست، در این‌جا حرکت نیست، همه هم عرق می‌کنند. این هم دلیلش است. پس بنابراین انتزاع این ریاست، انتزاع اصلیت، انتزاع بلند مرتبه‌ای، انتزاع علوّ از این مجموعه و انتساب آن به نیروگاه، این انتزاع یک انتزاع واقعی است. این انتزاع، انتزاع اعتباری نیست‌ چون برمی‌گردد به حیثیت ذاتی نه به حیثیت مجازی و اعتباری. این فرض کنید که یک انتزاع.

  • یک انتزاع هم داریم انتزاع اعتباری است، چند نفر نشستند هیچ کدام هم بر دیگری فضیلتی ندارند، علمشان همه یکی است. سوادشان یکی است. در صحبت کردن، همه در یک حد هستند. امکاناتشان همه یکی است، خصوصیاتی که دارند همه یکی است. می‌گوییم خب بالاخره آقا باید این چند نفر در یک موقعیتی که قرار می‌گیریم همه از یکی حرف بشنوند، بیاییم خودمان میان خودمان اسامی را بنویسیم یکدانه را برداریم به عنوان قرعه. وقتی قرعه را برداشتیم این آقا رئیس می‌شود. خب این ریاستی که در این‌جا انجام شده هیچ جنبه ذاتی ندارد این هم مثل او است، او هم مثل این است تفاوتی ندارد، نیامدند ببینید چون این علمش بیشتر است به خاطر علمش [او را] رئیس بکنند، اگر این باشد این برمی‌گردد باز به حیثیت ذاتی، این دیگر اعتباری نیست. نیامدند ببینید چون این سنشّ از بقیه بالاتر است و چون سنش بالاتر است تجربه او بیشتر است و پخته‌تر است، نسبت به سرد و گرمی ایام بیشتر تجربه کرده خبرویت او بیشتر است. نه نمی‌آیند ببینند که این نسبت به او از یک استعدادها و امکانات نفسی بهتری برخوردار است، تحمّل او بیشتر است، در نوسانات صبر بیشتری دارد، در تحمّل صحبتها وحرفهایی که زده می‌شود در طول سفر، این متحمّلتر است، اینها همه اوصاف است اوصاف شخص است.