حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
5خب این حرکت استمراری، این به خاطر چیست که الآن شما یک وحدت در اینجا میبینید؟ به خاطر اینکه در اینجا شما نمیتوانید به آن خلقهای پشت سر هم و متوالی دسترسی پیدا کنید. این از عجز ما است این از نقصان ما است که ما نمیتوانیم دسترسی پیدا کنیم نه اینکه نیست، هست ما نمیفهمیم. ما در اینجا ادراک نداریم. در همین فضایی که الآن ما نشستیم الآن چقدر امواج وجود دارد؟ چقدر امواج صوتی و نوری وجود دارد؟ چقدر امواج تلویزیونی وجود دارد؟ چقدر امواج رادیویی وجود دارد؟ این امواج مختلفی که الآن در اینجا وجود دارد برای ما که قابل رؤیت نیست، ما نمیتوانیم مشاهده کینم و این مشاهده نکردن ما دلیل بر عدم نیست اگر دستگاهی پیدا بشود میتواند آن دستگاه این امواج را با خصوصّیات وجودی و فیزیکی ما با هم منطبق کند، تبدیل کند، مبدّل در اینجا باید باشد تا او را تبدیل کند به آنچه که گوش ما بتواند بشنود در یک فرکانس خاص نه بیشتر و نه پایینتر. ولی اگر باشد، اگر هم نباشد خب برای ما چیست؟ امکان رسیدن به اینها نیست. حالا ما میتوانیم بگوییم نه آقا بنده گوشم در اینجا چیزی را نمیشنود پس نتیجه میگیرم که چیزی نیست؟ نه! غلط است. فوراً یک رادیو میگذارند این قدر در کنار شما و باز میکنند، ببین چه خبر است؟ چه خبر است؟ چه امواجی در اینجا هست؟ چه مسائلی در اینجا هست که از همه آنها ما بیاطّلاع هستیم، همین است دیگر. مولانا به همین جهت میفرماید که:
نطق آب و نطق خاک و نطق گِل *** هست محسوس حواسّ اهل دل جمله ذرات عالم در نهان، در نهان نه در ظاهر، اگر در ظاهر بود که هر شخصی میتوانست متوجه بشود، جمله ذرات عالم در نهان، منتهی برو چشم نهانت را باز کن چشم نهان را که باز کردی آن وقت میفهمی که این اشیاء و این موجودات، اینها چه شعورهایی دارند؟ چه ادراکهایی دارند؟ و چه مسائلی را آنها میفهمند و متوجّه میشوند؟ مطالبی را که حتّی ما متوجّه نمیشویم آنها متوجّه میشوند

