اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین

14541
سال 1431
جلسات

حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین

21
  • لذا ما در این‌جا می‌بینیم اعتقاد به ولایت امام معصوم این اعتقاد چیست؟ به خاطر انتزاع معتبر است، حیثیت، حیثیت ذاتی است. چرا ما می‌گوییم امام عصر، امام ما است؟ چرا؟ با این همه سوادی که داریم به خیال خودمان، چرا؟ چرا می‌گوییم که او ولی ما است؟ چرا می‌گوییم او ناظر بر احوال ما است؟ چرا؟ به خاطر این‌که همان حیثیتی را که باید در رجحان این نعت یا این وصف انتزاعی در نظر بگیریم، آن حیثیت در امام عصر وجود دارد. از نظر علم، ما حالا کاری نداریم که علم او علم ولایی است و علم او علم شهودی و ....، به این حرفها کاری نداریم همین فقط علم ظاهری و اکتسابی را بگوییم، آن‌جاها بحث کردن اصلًا یک مسئله دیگر است.

  • از نظر علم الآن باور ما بر این است که امام عصر ارواحنا فداه اعلم افراد فی الأرض است، مَن فی الارض است. اعلم افراد است، بصیرترین افراد فی الارض است. حالا دیگر برویم سراغ مسائل دیگر، علم غیب او، هیمنه او، ولایت او، اشراف او بما کان و بما یکون، فرض کنید که واسطه فیض او، اینها اصلا چیزهایی است که در خیال و تصّور ما هم قرار نمی‌گیرد. همین مسائل ظاهر و همین حیثیات ظاهر را نگاه کنیم می‌بینیم که اگر قرار بر این باشد که امامی بخواهد باشد آن امام کیست؟ امام عصر عج اللَه فرجه باید باشد و بس، تمام شد. فقط انتزاع امامت به نحو حقیقت نه به نحو بطلان و نه به نحو اعتبار باطل، منحصر است در ذات امام عصر عجل اللَه فرجه. این می‌شود. این می‌شود اعتبار حق و اعتبار صدق که منشأ اعتبار یک امر حیثّیت ذاتی است، دیگر او اعتباری نیست. خود او حیثیت ذاتی است.

  • چرا او امام است؟ چون او ولایت بر ما دارد. چرا امام است؟ چون بر همه کارهای ما اشراف دارد. چرا او امام است؟ چون بر همه‌ی امور ماسبق و ما یکون و این حرفها همه مطلع است چرا او امام است؟ چون از همه افراد به مصلحت انسان او اشرافش بیشتر است، خب باید این هم امام باشد خب همین است دیگر، این هم معنایش همین است دیگر. پس الآن انتزاع عنوان امامت، انتزاع عنوان خلافت، انتزاع عنوان حکومت، فقط و فقط لایق این ذات مقدّس است و بس که در این ما می‌توانیم این حیثیت را به نحو حق و به نحو صدق و به نحو واقع بیابیم، همین است، همین است، آن هم می‌شود مثل پروردگار، چون حیثیت (البته مطلب خیلی بالاتر از این است ما مسئله را دیگر خیلی در سطح پایین و خیلی مسطّح کردیم خلاصه، خیلی پایین مسئله را مطرح می‌کنیم و الا قضّیه خیلی بالاتر از این حرفها است، قضّیه‌ی امام زمان خیلی از این مسائل بالاتر است) این می‌شود حیثیت، حیثیت واقعی و حیثیت ذاتی. خب وقتی که این طور هست، این امور اعتباری که چند قسم است بعضی از این انتزاع، انتزاع صحیح است، بعضی انتزاع صحیح نیست، آن وقت انسان باید سراغ کدام دسته از انتزاع‌ها برود؟ باید سراغ آن دسته برود که انتزاع، انتزاع صحیح است.