
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
حقیقت حرکت و نقد نظریه صدر المتالهین
14حالا اگر قرار بر این باشد که منشأ انتزاع در همه یکسان باشد، در این صورت در اینجا رجحانی وجود ندارد. وای به آن روزی که منشأ انتزاع مرجوح باشد! یعنی چه؟ یعنی چند نفر هستند یکی از اینها علی مرتضی است، یکی از اینها عبدالرحّمن عوف، یکی از اینها جناب ابوبکر، یکی از اینها هم جناب عمر، یکی از اینها این این این، آن وقت ما بیاییم بگوییم که خلیفه ابوبکر است. ای ددم وای ای ددم وای! این میشود چه؟!
ما در اینجا ریاست را انتزاع کردیم خلافت را انتزاع کردیم. خلافت یک وصف است دیگر، این وصف انتزاع شده، خب آن مابه الانتزاع چه بوده؟ یعنی در قبال این خلافت چه دیدیم که آمدیم این خلافت را انتزاع کردیم و به این ابوبکر یا به عمر یا به عثمان، ما این را منتسب کردیم؟ اینها چه داشتند که او را علی نداشت؟ چه داشتند؟ چه وصفی داشتند؟ علمشان؟ ماشاءاللَه ماشاءاللَه! پنجتا انگشت را نگاه میکردند میگفتند ششتا! این از علمشان. طرف آمده دیده آن آقا بالای منبر است، یهودی، میگوید یک سؤال از تو میکنم، میگوید خلیفه رسول اللَه کیست؟ میگویند بفرمایید اینجا شاخ شمشاد بالای منبر دارد موعظه [و] نصیحت میکند! میگوید بسیار خب آن هم که علم غیب ندارد، علم غیب ندارد خب باید سؤال کند دیگر، شیر یا خط که نمیتواند بیاندازد که مسلمان بشود، اسلام آوردن که با شیر یا خط نیست با قرعه که نیست با چشم بستن و یکی را انتخاب کردن که نیست. آن یکخورده عقل دارد، آن وقتی که میخواهد سراغ یک کسی برود عقلش را به کار میاندازد. الحمدلله امروزه دیگر عقلی هم وجود ندارد! او که میخواهد این کار را میکند، میگوید باید چکار کنم؟ باید سؤال کنم دیگر.
خلیفه رسول خدا آن کسی است که جای پیغمبر بنشیند، همین سؤال را اگر من از پیغمبر میکردم باید پاسخ میداد. الآن جانشین او هم باید بتواند پاسخ بدهد. عقلانی است دیگر، منطقی است دیگر، وقتی که یک پزشکی مطب دارد یک هفته که میخواهد مسافرت برود چغندر فروش را میگذارد به جای خودش که نبض را بگیرد و نوار قلب بردارد؟ آن به جای اینکه نوار قلب را بردارد نوار جای دیگر را برمیدارد؟ دستگاه را جای دیگر میگذارد! یا آن کسی که در بیمارستان است، رئیس بیمارستان وقتی که میخواهد یک ماه برود یک جایی، کی را میگذارد به جای خودش؟ دربان سر کوچه را رئیس میکند؟ یا کسی که مثل خودش است؟ از نظر معلومات از نظر طبابت، از نظر وجهه، از نظر بیان، اینها همه خصوصیاتی است که مایه رجحان است و درست هم هست، صحیح هم هست، باید آن را بگذارد.
