اختلاف مراتب اصحاب ائمه علیهم السلام
6نحن معاشر الانبیاء أَمرنا بأن نکلم الناس على قدر عقولهم1 هر یک انبیاء به میزان عقل آن افراد مکلّف هستند، مکلف نه اینکه کار خوب. تکلیف دارند وظیفه دارند اگر امام صادق بالاتر از تحمّل ابان بیاید مطلبی را که به جابر میگوید و ابان دستخوش تشویش بشود امام صادق مسئول است باید [در] پیشگاه خدا جواب بدهد، جواب باید بدهد. مثل اینکه شما فرض کنید که یک چغندر و لبوی این مقداری را فرض کن که بکنی در دهان یک طفل دو ماهه، خب دو ماهه که باید شیر بخورد آن هم به مقدار فرض کن که چند سی سی، نه یک لبوی این قدری! خب میمیرد این را شما به محض اینکه در [دهان طفل کنی] به شکمش نرفته وسط راه خفه شده تا اینکه حالا به معده او بخواهد برسد و بخواهد هضمش کند، کلمات و اسرار توحیدی برای مثل ابان و امثال ذلک که امام علیه السّلام به محمّد بن ابی عمیر یا محمّد بن مسلم یا جابر بن یزید جعفی یا در مراتب پایینتر به جابر بن عبداللَه انصاری میفرمود حکم دینامیت را داشت برای سایر اصحاب و سایر افرادی که آنها هم از اصحاب روایات و اصحاب احادیث امام علیه السّلام بودند و آنها را منفجر میکرد.
یک وقتی امام خودش تحملّش را میدهد اصلًا در او بحثی نیست این اعجاز است و خارج از کلام است. نه! یک وقتی امام در این مبانی نیست دارد مطلبی میگوید دارد یک مسئلهای را بیان میکند اینجا باید حدود رعایت بشود و عجیب اینکه در زمان مرحوم آقا ما میدیدیم هر کسی پیش ایشان میرود کاملًا اشباع و کاملًا قانع از این مجلس بیرون میآید خیلی قانع و سرشار و خوشحال و اینکه مطالبی را آقا به ما فرمودند که تا به حال به کسی نگفتند من میشنیدم که میگفتند تا به حال به کسی نگفتند در حالی که یک ملیاردش را به تو نگفتند از یک میلیارد تو یک میلیاردم این وسط سهم داشتی نه یک میلیون! یک میلیاردم سهم داشتی همان را به تو گفتند در پوست خود نمیگنجی! حالا امام علیه السّلام باید چکار کند؟ با تمام این افراد باید به میزان فهم و درک و همان موقعیت نفسی و سعه وجودی آنها باید صحبت کند، به همان مقدار.
- الكافى، ج ١، ص ٢٣: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: إنّا معاشر الأنبياء امِرنا أن نكلّم الناسَ على قَدرِ عقولهِم.

