اختلاف مراتب اصحاب ائمه علیهم السلام
4جلساتی که امام علیه السّلام با جابر بن یزید جعفی و محمد بن ابی عمیر و محمد بن مسلم داشت آن جلسات را با ابی بصیر نداشت یا با ابان نداشت و امثال ذلک، اینها تفاوت داشتند مثل اینکه ما همه همین طور هستیم. هر کسی خب رفقای مختلفی دارد رفقای نزدیک و نزدیکتر و دور و دورتر و رفقایی که بعضی را آدم سالی یک بار میبیند بعضی را همان سالی یک بار هم نمیبیند بعضی هستند فقط در خیابان وقتی که آدم را میبینند یاد آدم میافتند! سلام علیکم حال شما چطور است؟ احوال شما، آقا مدّتی خبر نداریم! بله بنده هم مدّتی از شما خبر ندارم، این به آن در. آقا تشریف نمیآورید منزل ما؟ خب شما تشریف بیاورید منزل ما، اینها فقط افرادی هستند که فقط در خیابان آدم را ببینند. در یک سفری، مسافرت است، حالا زیارتی، حجّی، آدم نشسته، آن طرف هم او برای خودش دارد رد میشود یک سلامی هم به او بکنیم، کنارش هم بنشینیم، خب حدّ مسئولیت و تعهّد رفاقتی آدم با اینها همین قدر است، در خیابان سلامٌ علیکم و علیکم السّلام، خداحافظ، شتر دیدی ندیدی، نه من تو را نه تو من را.
بعضی هستند نه! ماهی یک مرتبه، از سالی یکدفعه اینها یک مقداری به انسان نزدیکتر هستند، بعضی نه! یاد آدم میکنند گاهی یک تلفن به آدم میزنند بعضی هستند بلند میشوند منزل هم میآیند، هر کدام اینها مراتب و حساب خودش را دارد، از نظر التزام پاسخ و تعهّد نسبت به پاسخ، هر کدام اینها جای خودش [ان] را دارند و انسان میفهمد درک میکند که شخص تا چقدر نسبت به رفیقش اخلاص دارد، خلوص دارد تا چقدر پای کار است و دیگر حالا مسئله زیاد است. اینها را انسان میفهمد.
ائمه هم همین طور بودند ائمه مجالسی داشتند فرض کن با بعضی از افراد خاص، هیچ کس نبود، کسی هم نمیآمد، بنده شاهد هستم که در زمان مرحوم آقا بعضی از افراد که میآمدند خدمت ایشان، من که میرفتم چایی ببرم میگفتند آقا در را ببند یعنی صدای ما دوتا به بیرون نباید بیاید، در حالتی که بعضی از افراد هم بودند که میرفتند و صحبتهایی که میکردند در چهار لنگه هم باز بود کسی شنید نشنید تفاوتی از این مسئله نداشت. خب اینکه ایشان میگفتند در را ببند برای خودشان که مسئله مطرح نبود ممکن بود فردی حرکت کند رد بشود و بشنود مطلبی را که نبایستی بشنود و سرّی را که نبایستی مستمع باشد، نمیتواند تحمّل کند، نمیتواند قبول کند نمیتواند این مسئله را بپذیرد لذا آن بزرگان با هر کسی همان طوری که میبایست بودند.

