اختلاف مراتب اصحاب ائمه علیهم السلام
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
حُجَّتِى یا اللَه فِى جُرأَتِى عَلَى مَسئَلَتِک مَعَ اتیانِى مَا تَکرَهُ، جُودُک وَ کرَمُک، وَ عُدَّتِى فِى شِدَّتِى مَعَ قِلَّةَ حَیائِى، رَافَتُک وَ رَحمَتُک
ای پرودرگار من دلیل و سبب من در تجرّی و جرأت بر سؤال از تو، همان رأفت تو است، جود تو است، بخشش تو است به اضافه کرامت و بزرگواری تو، در عین حال که مخالفت تو را میکنم و آن چه که موجب کراهت و ناراحتی تو است به جای میآورم. این جود و کرامت و بزرگواری تو باعث شده است که من مخالفت با تو را و در قبال تو به نفسانیات و امیال و آرزوهای خلاف دست زدن را، در نظر نیاورم و با اغماض از این مسائل بگذرم، با اغماض از اینگونه مطالب عبور کنم.
یک وقت در زمان مرحوم آقا یکی از دوستان، خدا رحمتش کند خیلی مرد بزرگواری بود، میگفت رفتم خدمت آقا و ایشان مرا خیلی سخت مورد خطاب قرار دادند، خطاب و عتاب و ....، که آقا این چه کاری است که انجام میدهید؟ چرا این کارهای خلاف را میکنید؟ ولی از مسائلی که خب کسی مطلع نبود و فقط ایشان اطّلاع داشتند. میگفت ما همین طور صبر کردیم ایشان هر چه دلشان خواست دعوایشان را با ما کردند، چقدر برای شما حرف بزنیم؟ چقدر نصحیتتان کنیم؟ آخر چرا حرف در سرتان نمیرود؟ از این مسائل خلاصه هی گفتند، میگفت وقتی خوب خسته شدند ما یک خندهای کردیم، گفتم خب آقا اگر این کارها را نکنم پس بین من و شما چه فرقی است؟ میگفت تا این را گفتم ایشان غش زدند زیر خنده، همه آنچه را که ده دقیقه ما را آماج برای انواع شماتتها و ...... همه رفت، همهی آن مالیده شد. گفتم آقا اگر این کار را نکنیم پس بین ما و شما چه فرقی است؟ ما هم میشویم شما دیگر! ایشان گفتند خیلی خب تو کار خودت را کردی حالا مواظب باش حواست را جمع کن و خلاصه بیشتر مواظب باش بیشتر ....

