کیفیت اشراف و احاطه وجودی امام زمان علیه السلام بر ما سوی اللَه
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
حُجَّتِی یَا اللَه فِی جُراَتِی عَلَی مَسئَلَتِکَ مَعَ اِتیَانِی مَا تَکرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکَ، وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّىِ حَیَائِی رَافَتُکَ وَ رَحمَتُکَ
دلیل و پشتوانة من ای خدا در جرأت من بر سؤال از تو با تخلفّاتی كه انجام میدهم و خلاف رضای تو را به جای میآورم همان بخشش و بزرگواری تو است او باعث میشود كه من جرأت كنم و سؤال خودم را و درخواست خودم را و مطالبات خودم را از تو به جای بیاورم در عین حال كه مخالفت تو را میكنم و پرهیز ندارم،پرهیز ندارم از كار خلاف و آن چه كه مورد كراهت تو است، او عبارت است از همان بخشش تو كه میدانم آن چه را كه از تو بخواهم میدهی تو بخشش داری و میدهی و همین طور بزرگواری تو كه نسبت به آن چه انجام میدهم چشم پوشی میكنی و به دیدة اغماض مینگری و متّه به خشخاش نمیگذاری و كار خلاف مرا به حساب نمیآوری و به رخ من نمیكشی كه تو این عمل را انجام دادی حالا توقّع عطا و بخشش هم از ما داری نه این كار را نمیكنی.
دیشب عرض شد خدمت رفقا كه مسئلة كراهت و رضا در ذات پروردگار به عنوان دو صفت چه معنا میتواند داشته باشد كه رضای پروردگار نسبت به این مسئله محرز است و كراهت و عدم رضای او نسبت به مسئلهای روشن. خب ما داریم محرمّاتی كه در این جا هست مشخّص است،مكروهات مشخّص است اینها همه مشخص است دیگر. محرمّات دروغ است مكر است حیله است دزدی است شرب خمر است زنا است و امثال ذلك اینها مال مردم خوردن است ظلم كردن است اینها چیزهایی است كه محرّمات است و روشن است و مكروهات هم خب معلوم است دیگر كه چه چیزهایی كراهت دارد و مورد رضای پروردگار نیست منتهی عدم رضا عدم رضای موبق نیست و الزامینیست مثلاً فرض كنید كه سلام كردن بر شخصی كه در حال نماز است، "السّلام علی المصلّی مكروهٌ"، چرا مكروه است با این كه سلام این قدر به آن تأكید شده به جهت این كه نمازگزار حضور ذهنش از بین میرود وقتی آن حضور ذهن از بین رفت خب چه چیزی باعث این مسئله شده سلام جنابعالی، شما از یك طرف میخواهی به این امر مستحب عمل كنی ولی از آن طرف این حضور بیچاره را از بین بردی این را چه كار میكنی این كه این قدر حواس خودش را جمع كرده مثلاً عرض میكنم شما این حرفهای ما را جدی نگیرید خدای نكرده من میگویم حضور ذهن اینها خیلی به فكاهی شبیهتر است خدای نكرده عرض میكنم، خدای نكرده یكی میخواهد بیاید و تخیلات را از خودش دور كند، خطورات را از خودش دور كند خلاصه بدهیها را از ذهنش بیاورد و طلبهایی كه از مردم دارد اینها را میخواهد موقع نماز خدای نكرده اینها را از ذهنش ببرد و ارتباطاتی كه در این روز داشته، حرفهایی كه شنیده حرفهایی كه زده اینها را میخواهد مثلاً جلوی خدا ایستاده میخواهد با خدا صحبت كند من در آن صحبتهایی كه مصاحبههایی كه راجع به حضرت حداّد داشتم آن جا رفقا نمیدانم دیدند یا ندیدند گفتم كه ما امام زمان را به اندازة این یك میكروفون هم قبول نداریم این میكروفون چقدر است؟

