کیفیت اشراف و احاطه وجودی امام زمان علیه السلام بر ما سوی اللَه
7تمام اینها در ذهنش خلق میشود جمع میشود همة اینها وقتی كه آماده شد آن وقت تازه مداد را برمیدارد خطكش را برمیدارد میآید روی كاغذ ترسیم میكند بر طبق آن كه آن حتّی اگر در وسط كار آمد و عوض شد آن نقشه همان جا باز دوباره خطکش را تغییر میدهد پاك كن را برمیدارد پاك میكند اوّل از نفس عبور میكند و بعد میآید روی كاغذ، ولایت در ولی حی و ولی معصوم همین است یعنی تمام آن چه كه شما اطلاق ما سوی اللَه را روی آن بكنید از مقام اراده و مشیت كه نشأت میگیرد و به مقام واحدیت تنّزل پیدا میكند و در اسماء و صفات كلیه ظهور پیدا میكند به نحو اسم جزئی و به نحو صفت جزئی و به نحو فعل جزیی همة آنها باید از نفس امام زمان علیهالسّلام رد بشود این رد شدن فیلتری است كه خدا قرار داده، میآید و نفس امام زمان علیهالسّلام حكم فیلتر و حكم معدل و حكم تنظیم كنندة اراده و خواست خدا را دارد در این عالم. درست؟!
این امام زمان امام زمان است نه این كه الآن غیبت كرده خبر ندارد بلند شویم برویم او را پیدا كنیم در جمكران پیدا كنیم در مسجد سهله پیدا كنیم این طرف برویم آن طرف برویم امام زمان در كنار تو است از خود تو به خود تو نزدیكتر است از خود تو و افكار تو به خود تو نزدیكتر است كجا میخواهی بروی پیدایش كنی؟ این اهانت به او نیست كه ای امام زمان تو نیستی در این جا تو در كنار من نیستی تو در بعضی از جاها هستی و برای دیدن تو و برای رؤیت تو باید به آن جا رفت من نمیتوانم خواست خودم را به تو بگویم نمیتوانم منویات خودم را به تو منتقل كنم نمیتوانم به یك نحوی حاجات خود را گوشزد كنم باید بلند شوم در جمكران وعریضه بنویسم و در آن چاه كذایی كه معلوم نیست اصل و نصب و حسب او چیست و شناسنامة او چیست بردارم آنجا بیاندازم در چاه كه از ته آن چاه ملائكة نقّاله بلند شوند بیایند عریضة ما را بردارند بروند به دست تو بدهند اینها همهاش اضافاتی است كه اضافه شده و مطالبی است كه خارج از مبانی مكتب آمده اضافه شده، امام زمان از وجود خود من به من نزدیكتر است آن وقت من از كجا باید عریضه بنویسم به چه كسی باید بنویسم به چه كسی باید بنویسم؟! قبل از این كه من مطلبی به ذهنم بیاید تو نامة هر نوشته خوانی این اصلاً غلط است تو قبل از این كه کسی نامه بنویسد آن نامه را میدانی كه چیست! قبل از این كه یكی از دوستان میگفت من میخواستم برای بزرگی نامهای بنویسم و گاهی از اوقات چیز میشد موانعی پیش میآمد و نمیتوانستم بنویسم این را میگذاشتم برای فردا مثلاً مهمانی میآمد مانعی پیش میآمد این را میگذاشتم فردا بنویسم شب یكدفعه در خواب میدیدم آمدند و جوابم را گفتند و فلان و این كه قبل از این كه فردایی برسد جواب نامه را گرفت، جواب نامهاش را گرفت. تو نامة نانوشته خوانی نامهای كه هنوز نوشته نشده بالاتر از این این است.

