پذیرش ولایت ، میزان حقانیت افراد و جریان ها
3این اثری كه شما دارید در این جا میبینید این اثر اصلش و شدیدش و قوی آن و اعلایش از همان منبع و از همان منشأ از آن جا است، از آن جا این حركت به وجود آمده منتهی همین طور تضعیف شده با مبدّلهایی كه گذاشتند در بین راه تضعیف شده، تضعیف شده تا رسیده به این جا كه تبدیل به ٢٢٠ شده یعنی از اوّل اگر در آن جا بود چند هزار ولت بود چند هزار ولت كه نمیتواند در این پنكه داغون میكند، بیاید در این چراغ كه منفجر میكند همین طور كم كردند كم كردند تا رسیدند به این جا این حركتی كه شما الآن در این پنكه دارید میبینید این حركت از کجاست از آن جاست، باهم مخالفتی ندارند موافقت دارند منتهی این ضعیف است او قوی است، این ضعیف است آن قوی است، فقط همین فرق است دیگر اضافه بر این فرق ندارد نمیتواند یك مظهر اثری داشته باشد مخالف با حقیقت مُظهر، مظهر در ظهور خود باید همان اثر را ارائه بدهد كه مُظهر، منبع و منشأ آن اثر است لذا مخالف با او نمیتواند نمیتواند این كار را انجام بدهد. خب در این جا باید از ریشه این مسئله مورد بحث قرار بگیرد كه چرا خدا نسبت به یك مسئلهای ناخشنود است؟ چرا؟ چرا خدا از این مسئله ناراحت است چرا نسبت به یك مطلب خدا كراهت دارد؟ آیا مگر كراهت و ناخشنودی و نارضایتی مگر در ذات خدا هم متصّور است؟ مگر ذات پروردگار هم مثل ما میماند كه از یك چیزی خوشش بیاید از یك چیزی بدش بیاید؟
البتّه در آیات قرآن داریم «ان اللَه لايحب كلّ مختال فخور» خدا دوست ندارد خدا دوست دارد یحّب المحسنین، محسنین را خدا دوست دارد در آیات دیگر كه یحبهّم اللَه و یحبّونه خدا آنها را دوست دارند و آنها خدا را دوست دارند این محبت «والذين آمنوا أشدّ حّباً لله» تمام این آیات و همین طور از صفت باریتعالی كه صفت محبّت است در این مسئله شكّی نیست ولی باید ببینیم آخر خدا هم دوست داشتنش مثل ما است تفاوتی نمیكند و كراهت خدا كراهتش مثل كراهت ما است به این كیفیت است؟! وقتی كه انسانی یک چیزی را دوست دارد یعنی نسبت به او التذاذ پیدا میكند در عالم وجود مگر میشود اثری پیدا بشود كه مخالف رضایت خدا باشد و مخالف خواست او باشد میشود یك همچنین چیزی یا محال است؟ فكرش را كردید؟ آیا میشود در عالم وجود یك عملی سربزند از یك شخصی، از یك حیوانی، از یك جمادی، از هر چه میخواهید اسمش را ببرید از ملكی كه آن عمل برخلاف اراده و خواست خودش باشد؟ یعنی زور او از خدا بیشتر است معنایش این است دیگر خدا نمیخواهد این عمل انجام بشود ولكن ما میآییم و بر خواست و ارادة خدا غلبه میكنیم وآن عمل را كه مخالف با رضای خدا است انجام میدهیم این است معنا، معنای كراهت و معنای رضایت در ذات پروردگار خب این كه خیلی غلط است این حكایت از عجز و ناتوانی ذات اقدس او میكند نسبت به آن ظهورات در عالم خلقت و درعالم شهادت مثل این اهل تسنّن كه بندگان خداگیر چه كسانی افتادند از این علمایشان اینهایی كه فقط حرفه ایشان تهمت زدن، عجیب است هنوز این همه گذشته ولی باز دست از این تهمتها بر علیه شیعه برنمیدارند!

