پذیرش ولایت ، میزان حقانیت افراد و جریان ها
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
حُجَّتِی یَا اللَه فِی جُراَتِی عَلَی مَسئَلَتِکَ مَعَ اِتیَانِی مَا تَکرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکَ، وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّىِ حَیَائِی رَافَتُکَ وَ رَحمَتُکَ
پشتوانه من ای خدا در جرأتی كه دارم بر سؤال از تو در عین این كه به آن چه که مكروه تو است اشتغال دارم و آن چه که مورد رضای تو نیست را به جا میآورم و از آن چه كه مورد رضای تو است دوری میگزینم، همان جود و بخشش و عطا همراه با بزرگواری و كرامت و سعة صدر تو است. این علت است پشتوانة من همین است.
در شبهای گذشته خدمت دوستان عرض شد كه آن چه كه موجب كراهت پروردگار است چیست، چون در این جا حضرت عرضه میدارد كه من به آن چه كه مورد كراهت تو است من اتیان میكنم مع اتیانی ما تكره آن چه كه مورد كراهت تو است و مورد ناخشنودی تو است من به دنبال آن میروم، اوّل باید ببینیم كه خب آن چه كه مورد كراهت پروردگار است چیست و بعد علت این كه چرا ما به دنبال آن میرویم هرچیزی خب یك علّتی دارد دیگر، چرا به آن چه كه مورد رضای او است نمیرویم مورد خشنودی او است چرا نمیرویم؟! این جا چرا خیلی است.
مگر آن چه كه مورد رضای پروردگار است مورد رضای ما نیست و آن چه كه مورد كراهت پروردگار و ناخشنودی او است مگر همان موجب كراهت ما نیست و چه فرقی بین ما و بین خدا هست كه مسئلهای مورد كراهت پروردگار است ولی مورد لذّت ما و رضایت ما و التذاذ ما است چه فرقی است؟ چه عاملی در اینجا هست؟ چه سببی در این جا هست؟ چه مسئلهای در این جا هست كه این افتراق به وجود آمده مگر ما بندة خدا نیستیم و از یك جا وجود ما مگر از وجود او نیست و حقیقت ما مگر از حقیقت و ذات او نشأت نگرفته است پس چرا در این جا باید این اختلاف به وجود بیاید اگر هر دو حیثیت وجودّیه به یك جا برمیگردد پس اختلاف معنا ندارد، هر دو باید یك چیز بخواهند هم آن كه خدا میخواهد او را هم ما باید بخواهیم نه این كه خلافش را و آن كه مورد عدم رضایت او است باید هم مورد عدم رضایت ما باشد چون وجود ما از وجود او است ونشأت ما از حقیقت وجودیه ذات او است كه آیة شریفه هم بر همین مسئله صراحت دارد نه حتّی ظهور كه «ونفخت فیه من روحی» من روحی از روح خودم بر او دمیدم آن وقت چه جور ممكن است كه یك هویت وجودیة خارجیه در اطوار و در كردار و در تصرفّات و در خواستها خواستش و تصرفّاتش و اطوارش با آن چه كه از او نشأت میگیرد مخالف باشد الآن این چراغی كه در اینجا روشن هست این ناشی از یك جریان الكتریسته است كه آمده در این لامپها و آمده در این پنكهها و پنكه را به یك نحوة تبدّل انرژی و حركت به این كیفیت آورده آن را هم در تبدّل انرژی به آن انرژی دیگر در اینجا تبدیل به نور كرده هر دو از یك جا نشأت میگیرد هم این برقی كه در اینجا رفته، هم آن برقی كه در آن جا رفته خب اگر شما بخواهی نگاه كنید میبینید همین اثری كه الآن در این جا هست همین اثر از مبدأش است از منزل خالهاش كه نیاورده این چراغ در این جا یا این مروحی که در این جا هست و دارد حركت میكند میچرخد این انرژی و قدرت را از كجا آورده از منزل عمّهاش كه نیاورده اینها اتّصال دارد به كنتور و كنتور هم اتّصال دارد به مركز و مركز هم اتّصال دارد به همان اصل و منبعی كه از آن جا برق گرفته میشود.

