
پذیرش ولایت ، میزان حقانیت افراد و جریان ها
پذیرش ولایت ، میزان حقانیت افراد و جریان ها
11این عملی كه انجام میدهد درست است یهودی باشد مسیحی باشد بهائی باشد، كمونیست باشد هر كسی میخواهد باشد ملاك صحّت عمل است در موارد مختلفه و در مراتب مختلفه و در مواطن مختلفه نه در آن جاهایی كه احساس میكند که این فعل او مورد نظر و مورد توجّه است او فایده ندارد آن مقطعی است آن هنرپیشه است آن دارد فیلم بازی میكند فایده ندارد در موارد مختلفه ودر جهات مختلفه عمل او عمل صحیحی باشد در گفتار او صدق باشد همیشه در او صدق باشد همیشه در او صفا باشد همیشه در او حق باشد گرچه این هم متقّی نباشد این شخص میتواند به عنوان فردی كه رفتار او كردار او مورد رضای پرودگار است میتواند مورد ارزشیابی قرار بگیرد، ابوحنیفه هم همین طور بود. این ابوحنیفه از مفاخر اسلام ما ایشان در ذاتش عناد و خصومت با امام صادق ریخته شده بود این سكه به دشمنی با ولایت ضرب شده بود این مهم است حالا آن طرفش هر چه میخواهد باشد، یك روز با منصور خوب است خوب باشد، یك روز با او بد است بد باشد، یك روز این طور است این باشد آن كه مهم است این است كه در این سكّهای كه ضرب شده است آیا حب امام صادق ضرب شده یا بغض امام صادق در جناب ابی حنیفه بغض امام صادق در این سكه ضرب شده است به شهادت تاریخ و به شهادت منقول و به شهادت اصحاب و به شهادت صاحبان تراجمه اینها بغض امام صادق كه میگوید هیچ مسئلهای نبود كه به گوش من برسد از جعفربن محمّد الاّ این كه من مخالفت او را كردم، آن وقت این میشود از مفاخر اسلام، چرا چون دو روز رفته در زندان جناب منصور و در آنجا هم مرده، مرده به جهنّم كه مرده، به درك كه مرده از همان زندان به درك و ته درك واصل میشود اینها به خاطر این است كه ما مسائل را از دیدگاه سیاسی فقط مینگریم نه از دیدگاه حق، از دیدگاه حق نگاه نمیكنیم دید ما دید سیاسی است، تفكّرات ما صرفاً تفكرات سیاسی است و این تفكّرات سیاسی بدون توجّه به حق میشود تفكّرات مادّی این خودش یك نوع متریالیست است یك نوع مادهگرایی است یك نوع توجّه به مادّه است
