پذیرش ولایت ، میزان حقانیت افراد و جریان ها
9گفت بسیار خب ما روی این قضّیه اقدام میكنیم گفتیم خب آقا چیز كنید رد كنید فلان كنید گفت نه نمیكنم چرا نمیكنم اگر ما بكنیم برای نشریه موجب وهن است عجبا! آبروی مؤمن را بردن اشكال ندارد، تهمت به ارتباط با رژیم سابق زدن اشكال ندارد ولی دفع فعل حرام و اصلاح یك خبر باطل آن موجب وهن نشریة ما میشود؟! هان این طرز تفكّر، تفكّر امیرالمؤمنینی نیست این طرز تفكّر، تفكّر عمریه است، ابوبكریه است، عثمانّیه است، معاویه است این طرز تفكّر خدا هم در این دنیا در همین دنیا میگذارد در كاسة آدم در همین دنیا، نظر شریف رفقا كه هست بنده عرض كردم خیلی همچنین به این مسائل ترتیب اثر ندهید همه مثل هم این هم مثل آن و آخر همه بر یك بخاطر همین است دیگر بله خدایی در كار نیست، صداقتی در كار نیست همه نه این كه فقط یكی فلان، بله می خور شعر حافظ:میخور آن شعر معروف میخور كه شیخ و شاهد و مفتی و محتسب چون نیك بنگری همه تزویر میكنند همه تزویر میكنند.
تو همین دنیا خدا میآید حساب انسان را میرسد در همین دنیا آن روز آبروی آن مؤمن را بردی ما هم این جا میآییم آبروی تو رامیبریم این جا میآییم میبریم، خوارج نهروان اینها افرادی بودند كه تابع یك فكر خاصی بودند یك فكر خشك و بی مغز و تهی و افراد یك دنده و نفهم، نفهم بر اساس فكر خودشان میرفتند و میبریدند و میدوختند و همه را هم موظّف میكردند و مكلّف میكردند كه باید بیایید اطاعت كنید خب در این افرادی كه با آنها مخالفت بود عمروعاص بود خب بسیار خب عمروعاص با روش اینها مخالف بود اینها هم مخالف بودند معاویه بود ولی در میان اینها علی هم بود یا نبود؟ آیا مخالفت با معاویه را باید یكسویه نگریست و نسبت به او ابراز شوق و تأیید كرد یك سویه نگریست یا به این سكه باید به دو طرف نگاه كرد این سكّهای كه ضرب شده است از اوّل به دوگونه ضرب شده یك گونة آن یك نقش دارد آن طرف دیگر یك نقش دیگر دارد شما الآن نمیتوانید بگویید كه الآن این سكّه این نقش را دارد این طرفش هم هست اگر دو طرف سكّه یك نقش داشت شما میگویید كه فرض كنید كه این سكه الآن حكایت از این مسئله میكند این سكّه كه الآن ضرب شده است در بدن او، در نفس او، در جان و سرشت او در جان او بغض معاویه و بغض علی با هم زده شده است چگونه دیگر این میتواند مورد تأیید باشد و چگونه این خوارج میتوانند دیگر مورد تأیید باشند؟

